تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - آيا كفر و ايمان و كافر و مؤمن در دستگاه هستى از نظر خداوندى يكسان هستند ؟
افراد انسانى همگى از اعضاى برونى و نيروهاى درونى برخوردار بوده و همهء آنها را عقل و وجدان و مشاعر و . . . عطا فرموده است .
« وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها . فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها . قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » ٩١ : ٧ - ١٠ [١] ( سوگند به نفس انسانى و به كسى كه او را تنظيم نمود ، هم نيروى فجور و هم نيروى تقوا در او بوديعت نهاد ، هر كس كه آن نفس را تزكيه كرد رستگار گشت و هر كس كه آن را مغشوش و مختل ساخت و از رحمت الهى مأيوس شد ) .
تمام افراد انسانى مساوى آفريده شدهاند ، هنگامى كه به اين خاكدان گام مى گذارند از نظر بهره بردارى از سرمايه و كيفيت و كميتهاى ناشى از عوامل درونى و بيرونى اختلافات شروع مى شود . يعنى يكى تابع نفس اماره و شهواتش مى شود يا كافر مى گردد ، ديگرى بالعكس تابع عقل و وجدان مى باشد ، در نتيجه رستگار و مؤمن مى شود .
در حقيقت رنگ همان پديده هاى درونى شخصى و عوامل برونى است كه پيرامون انسانها را در اين دنيا مى گيرند و اما در مقابل عالم ما وراى طبيعت يعنى به نسبت به خداوند بىرنگ مى باشند .
احتمال دوم اين است : كه چون هر فرد از انسان داراى شخصيتى است كه دو رو دارد ( روى به ما وراى طبيعت و روى به طبيعت ) آن روى ما وراى طبيعىاش كه تمام نيروى وجود از آن است و ما گاهى آن را مطابق بعضى از روايات شعاع الهى معرفى نموديم براى همهء افراد يكى است ، يعنى تمام افراد انسانى از آن روى ما وراى طبيعى به يكسان بهره بردارى مى كنند ، مانند لامپهاى رنگارنگ كه در مقابل الكتريسيته و ماهيت واحد آن يكسان مى باشند . اين لامپها موجوديتهاى گوناگون انسانى است كه خود مى سازد ، ولى آن شعاع الهى در اختيار هيچ كس نبوده و در همه مساوى است .
احتمال سوم : مقصود از رنگ كيفيتى است كه روح انسانى در همين جهان بر خود مى گيرد ، اما از نظر تمام اجزاء درونى و برونى و تماس با طبيعت و جريانات
[١] سوره شمس ، آيات ٧ تا ١٠ . .