تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - آيا كفر و ايمان و كافر و مؤمن در دستگاه هستى از نظر خداوندى يكسان هستند ؟
نافرمانى كرد سپس رو گردان گشت و در اغواى مردم كوشيد ( يا به سرعت از آيات خدايى دور شد ) مردم را دور خود گرد آورده گفت : من خداى اعلاى شما هستم خداوند در سقوط و نكبت اخروى و دنيوى او را گرفت .
((٢٤٦٧)) چون كه بىرنگى اسير رنگ شد موسيى با موسيى در جنگ شد
آيا كفر و ايمان و كافر و مؤمن در دستگاه هستى از نظر خداوندى يكسان هستند ؟
اين مبحث در گذشته تا حدودى بررسى شده است و چون جلال الدين در اين ابيات دو باره آن را مطرح ساخته و نكات اضافى ديگرى دارد ، لذا مجبوريم در اين مورد نيز به شرح و تحليل مناسب بپردازيم .
در كتاب مثنوى و ديوان شمس تبريزى مسئلهاى را كه عنوان مبحث قرار دادهايم جلال الدين پاسخ مثبت داده است و از ابيات او ظاهر مى شود كه او كفر و ايمان و كافر و مسلمان را با نظر زير بناى هستى مساوى دانسته و تفاوت آنها را در صحنهء روبناى هستى و اجتماعات مى داند .
اين مطلب را در مباحث گذشته رسيدگى نمودهايم و اما آن چه را كه در اين جا بايد مورد تأمل قرار دهيم ، موضوع تساوى موسى و فرعون « به عبارت عمومى تر مؤمن و كافر » مى باشد .
اين كه مى گويد :
((٢٤٦٧)) چون كه بىرنگى اسير رنگ شد موسيى با موسيى در جنگ شد
چند احتمال دارد كه آنها را به طور اختصار بيان مى كنيم :
احتمال اول اين است : هنگامى كه خداوند انسانها را آفريده همهء آنها را بدون كوچكترين مزيت و به طور تساوى به وجود آورده است .