تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - ٦ - آيا مثنوى تناقضاتى دارد ؟ و اگر تناقضاتى دارد قابل حل و فصل مى باشند يا نه ؟
٣ - احتمال هم مى رود كه اين گونه تناقضات را با ابيات ديگرش حل و فصل مى كند چنان كه در مسئله جبر و اختيار چند بار دو نسبت داشتن كار انسانى را مطرح نموده است .
٤ - بعضىها احتمال دادهاند كه جلال الدين به جهت عشق افلاطونى كه پيدا كرده بود ، سطح عميق شخصيت او در حال جذبه بوده و از نظر سطح ظاهرى چند شخصيتى شده است .
و به هر حال آن چه كه به نظر مى رسد اين است كه در اين گروه از تناقضات ( در صورتى كه قابل هماهنگ شدن نبوده باشد ) مطالعه كننده بايستى خود به فعاليت انديشهاى و دريافتى بپردازد ، و الا اگر به اين قناعت كنيم كه جلال الدين در درون خود همه تضادها و تناقضات را هضم يا هماهنگ ساخته است ، تكليف نهايى مطالب ابراز شده را تصفيه نخواهد كرد .
گروه چهارم - تناقضاتى است كه ناشى از شور و هيجان و بهت روانى مى باشد . اين قسم را خود جلال الدين چنين مى گويد :
گه چنين بنمايد و گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست