تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - آيا مى توانيم گامى به ما فوق زمان برداريم ؟
به نظر مى رسد ، ما اگر چه به حركت خارجى موجودات توجهى هم نداشته باشيم ، زمان كشش و عبور خود را در واقع خواهد داشت . ما مى توانيم در جريانات طبيعى كه زمان را قطعه قطعه براى ما نمودار مى سازد بنگريم و به طور طبيعى گذشت زمان را احساس كنيم .
چنان كه مى توانيم به درون نگرى پرداخته باز گذشت زمان را دريافت كنيم .
اما نمى توانيم بگوييم : سازندهء زمان ما هستيم - زيرا خواه ما درك كنيم يا درك نكنيم سيب براى اينكه در بالاى درخت سرخ شود بايستى رويدادهايى را در بستر زمان ببيند و همچنين تمام جرياناتى كه در طبيعت از نقاطى به نقاط ديگر با تدريج مى رسند .
ممكن است گفته شود : اين حركات و اين سير تدريجى همين مقدار مى رساند كه ترتيب و نظمى در كار طبيعت وجود دارد ، ولى آيا اين زمان است كه مانند جويبارى در زير حوادث و رويدادها گسترده شده است ؟ نمى دانيم .
يعنى درست است كه ما از اين جريانات تدريجى كه نقاط موجودات دارا مى باشند زمانى را بجهت خصوصيت ساختمان مغزى يا روانى انتزاع مى نماييم ، ولى نمى توانيم بطور قطع بگوييم كه در مقابل اين سير تدريجى فقط مغز ما است كه زمان را مى سازد ، يا اين كه واقعاً امتدادى در جهان طبيعت وجود دارد كه زمان ناميده مى شود ؟ شايد اين مطلب را كه ممكن است انتزاع زمان از سازندگى مغز ما بوده باشد ، با اين مسئله كه درك زمان كاملًا نسبى است تأييد نمود .
زيرا هيچ متفكرى ترديد ندارد در اينكه شتاب و كندى گذشت زمان براى انسانها به حسب شرايطى كه در آن قرار دارند مختلف است .
براى كسى كه منتظر جدّى يك رويداد است ، زمان براى او با كندى مى گذرد مانند اينكه زمان زمين گير شده و توانايى حركت را از دست داده است و بر عكس كسى كه توجهى به رويدادها ندارد و همهء حوادث بر وفق مراد او است اصلا توجهى بزمان نداشته و زمان براى او زود گذر مى نمايد . بهمين جهت است كه در دوران پيرى كه انسان توجهى به رويدادها ندارد « زيرا اغلب رويدادها براى او مكرر است » گذشت زمان