دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٣ - ٦/ ١ رايزنى امام براى حركت به سوى صفين
فصل ششم
حركت امام به سوى صفّين
٦/ ١
رايزنى امام براى حركت به سوى صفّين
٢٤١٩. تاريخ الطبرى به نقل از ابو بكر هُذَلى: آنگاه كه على، عبد اللّه بن عبّاس را در بصره به كارگزارى نشاند، از آنجا راهى كوفه شد و در كوفه براى حركت به صفّين، مهيّا گشت. پس با مردم به رايزنى پرداخت. گروهى بر آن بودند كه سپاهيان را حركت دهد و خود بمانَد، گروهى نيز حركت خود او را توصيه مىكردند. وى تصميم گرفت كه خود نيز حركت كند. پس مردم را آماده ساخت.
اين خبر به معاويه رسيد. او عمرو بن عاص را فرا خواند و با وى راى زد. عمرو گفت: حالْ كه دريافتى او حركت كرده، تو نيز حركت كن و با رأى و چارهانديشىِ خويش، دمى از او غافل مشو.
معاويه گفت: پس اى ابا عبد اللّه! مردم را آماده ساز.
عمرو نزد مردم آمد و ايشان را برانگيخت و على ٧ و يارانش را ضعيف شمرد و گفت: همانا عراقيان وحدتشان را گسستند و شوكتشان را بر باد دادند و بُرَندگىشان را تباه كردند.
بصريان هم با على سر ستيز دارند؛ زيرا خونشان را ريخته و از ايشان كشته است و پهلوانانِ بصره و كوفه در نبرد جَمَل، هلاك گشتهاند.
پس على با گروهى اندك مانده كه از آن ميان، كسانىاند كه خليفه شما را كشتهاند. خداى را، خداى را [در نظر گيريد]! مبادا حقّ خويش را تباه سازيد و خونتان (خون خليفه) را هَدَر كنيد.
ر. ك: ص ٤١١ (اعلام آمادگى ياران امام براى جنگ).