دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩ - ٤/ ٨ مشتبهشدن امور بر كسانى كه چشم بصيرت نداشتند
٤/ ٧
نامه امام على به فرماندار بصره
٢١٤٠. امام على ٧ در نامهاش به عثمان [بن حُنَيف]، هنگام باخبر شدن از نزديك بودن لشكر جمليان به بصره: از بنده خدا اميرمؤمنان، به عثمان بن حنيف. پس از حمد و سپاس خداوند؛ به راستى كه اين سركشان، با خداوندْ پيمان بستند و سپس بيعت شكستند و به سوى ديار تو روان شدند. شيطان، آنان را به خواستن آنچه خداوندْ خوش نمىدارد، سوق داد و خداوند، قدرتش بيشتر و كيفرش سختتر است.
هرگاه بر تو وارد شدند، آنان را به پيروى و وفاى به پيمانى كه آن را از ما بُريدند، فرا خوان. اگر پذيرفتند، آنان را گرامى دار تا زمانى كه نزد تواند، و اگر سر باز زدند و جز چنگ زدن به ريسمان پيمانشكنى و مخالفتْ [كارى] نكردند، با آنان پيكار كن تا خداوند، ميان تو و آنان داورى كند كه او بهترين داور است.
اين نامه را از ربذه برايت نوشتم و من با شتاب، نزد تو خواهم آمد اگر خدا خواهد.
نامه را عبيد اللّه بن ابى رافع در سال سى و ششم [هجرى] نوشت.
٤/ ٨
مشتبهشدن امور بر كسانى كه چشم بصيرت نداشتند
٢١٤١. تاريخ اليعقوبى: حارث بن حوط رانى [به على ٧] گفت: باور كنمكهطلحه، زبير و عايشهبر باطلْ گِرد آمدهاند؟
[على ٧] فرمود: «اى حارث! به راستى كه حق بر تو مُشتَبَه شده است. به راستى كه حق و باطل با مردمانْ شناخته نمىشوند؛ ليكن حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى، و باطل را بشناس تا كسانى را كه آن را دنبال مىكنند، بشناسى».
٢١٤٢. الأمالى، طوسى به نقل از ابو بكر هُذَلى: حارث بن حوط ليثى نزد امير مؤمنان