دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١ - ٤/ ١٠ پاسخهاى هوشمندانه امام
به خدا سوگند، چنين نيست [كه تو وانمود مىكنى]. «همانا خداوند آگاه است از حال كسانى كه شما را [از جهاد] باز مىدارند و به همكيشان خويش مىگويند: به سوى ما بياييد؛ و خود، جز زمانى اندك، در نبرد حاضر نمىشوند».
من بر آن نيستم كه به دليل نكوهيدنِ عثمان بر بدعتهايش، پوزش بجويم. اگر رهنمايى و هدايت من در حقّ او، گناه به شمار مىرود، پس چه بسا سرزنش شدهاى كه هيچ گناهى ندارد:
و گاه بُوَد كه اندرزگو خود، در معرض بدگمانى است.
من تنها در پى اصلاح هستم، به قدر توان خويش. توفيقم فقط به يارى خداست، بر او تكيه مىكنم و به سويش باز مىگردم.
و گفتى كه براى من و ياورانم نزد تو جز شمشير نيست. راستى را كه پس از گريستن، مرا به خنده وا داشتى! چه هنگامى ديدهاى كه فرزندان عبد المطّلب از دشمنان روى گردانند و از شمشيرها ترسانده شوند؟ پس:
اندكى به درنگ فراخوان تا حَمَل[١] به ميدان آيد!
و آن كه در جستجوى اويى، زود باشد كه تو را بجويد و آنچه دور مىپندارى، به تو روى آوَرَد. من در ميانه سپاهى از مهاجران و انصار و نيكو پيروانِ ايشان به سوى تو مىشتابم؛ همانان كه سخت پُرشمارند و غبارشان پراكنده؛ جامه مرگ را در بر كردهاند و دوستداشتنىترين ديدار برايشان ديدار با پروردگار خويشاست؛ و با ايشاناند فرزندانِ رزمندگان بدر و شمشيرهاى بنى هاشم كه خود مىدانى چگونه فرود آمدند بر برادرت (حنظلة بن ابى سفيان)، دايىات (وليد بن عَتَبه)، جدّت
[١]. منظور حَمَل بن بدر، در جنگ داحس و غبراء، يا حمل بن سعدانه كلبى، يا حمل بن سعد است و اين مَثَل، كنايه از شجاعت و رزمآورى است.( م)