دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٤/ ٣ نامه امام به معاويه و پرهيز دادنش از جنگ
[باطل] خويش روى آوردند و به پشت سرشان روىگرداندند و بر خاندان و نژاد خويش تكيه زدند، مگر بينشمندانى كه [به حق] روى نمودند. ايشان بعد از شناختنت، تو را ترك گفتند و از يارى كردنت [تن زدند و] به خدا پناه جُستند؛ زيرا آنان را به كار دشوارى كشاندى و از راهِ درست، بازشان گرداندى.
پس اى معاويه! بر خويشتن از خداى بپرهيز و زمام خود را از چنگ شيطان بيرون آور، كه دنيا از تو جداشدنى، و آخرت به تو نزديك است. والسّلام!
٤/ ٢
پاسخِ بس بىشرمانه معاويه
٢٣٧٩. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو الحسن على بن محمّد مدائنى: آنگاه، معاويه به وى (على ٧) نوشت:
از معاوية بن ابى سفيان به على بن ابى طالب.
امّا بعد؛ نامهات را دريافتم. همانا فتنهها را به درازا كشاندهاى. و من مىدانم آنچه تو را به اين كار وامىدارد، مرگ توست كه تو را از آن چارهاى نيست؛ هر چند از آن گريز جويى. پس بر گم گشتگى خويش بيفزاى! ديرگاهى است كه انديشهات سَبُك گشته و خود را در آرزوى چيزى افكندى كه از آنِ تو نيست و با آن كس كه از تو بهتر است، در مىپيچى؛ ليكن فرجام [نيك] از آنِ كسى جز توست. و بار گناه [ديگران] را با خطاهايى كه تو را فرا گرفته، بر دوش خواهى داشت. والسّلام!
٤/ ٣
نامه امام به معاويه و پرهيز دادنش از جنگ
٢٣٨٠. شرح نهج البلاغة به نقل از مدائنى: على ٧ به او (معاويه) نوشت:
امّا بعد؛ اين مايه گمراهى كه با خود دارى، چندان دور از همانى نيست كه خانواده و خاندان تو با خود داشتند؛ هم ايشان كه كفر و باطلخواهى، وادارشان كرد