دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥ - ٢/ ١ ٨ هدفهاى معاويه
خود را كامل كند، هرچند كافران را خوش نيايد».
ر. ك: ص ٤١٩ (نبرد تبليغاتى).
٢/ ١ ـ ٨
هدفهاى معاويه
٢٣٣٧. سير أعلام النبلاء به نقل از سعيد بن سويد: معاويه، هنگام ظهر با ما در منطقه نُخَيله نماز جمعه خواند و پس از آن، خطبه خواند و گفت: ما جنگ نكرديم تا شما روزه بداريد، نماز بگزاريد، حج به جا آوريد و زكات دهيد؛ چرا كه من مىدانستم كه شما چنين مىكنيد؛ وليكن با يكديگر جنگيديم تا من بر شما فرمانروايى كنم و خداوند، چنين چيزى را به من بخشيد، گرچه شما آن را خوش نمىداريد.
٢٣٣٨. مروج الذهب به نقل از مطرف بن مغيرة بن شعبه: با پدرم مغيره نزد معاويه رفتم. پدرم هميشه نزد او مىرفت و با او سخن مىگفت و آن گاه كه به نزد من باز مىگشت، از معاويه سخن مىگفت و از خردمندى او ياد مىكرد و از آنچه از او مىديد، شگفتزده مىشد تا اين كه شبى باز آمد و از غذا خوردن، خوددارى كرد. ديدم كه ناراحت است. ساعتى منتظر ماندم و گمان كردم ناراحتى او به خاطر چيزى است كه در ما و رفتار ما پيدا شده است. پس به وى گفتم: چرا تو را از سرِ شب تاكنون ناراحت مىبينم؟
گفت: فرزندم! من از نزد پليدترينِ مردم آمدهام.
به وى گفتم: چرا؟
پدرم گفت: وقتى با معاويه خلوت كرده بودم، به او گفتم: اى اميرمؤمنان! تو به آنچه از ما خواسته بودى، رسيدى. حالا اگر عدالت را آشكار كنى و خوبىها را بگسترانى [خوب است]. به درستى كه تو به سنّ پيرى رسيدهاى و اگر به برادرانت از بنى هاشم نظر كنى و صله رَحِم به جا آورى [خيلى خوب است]. به خدا سوگند، امروزه آنان چيزى ندارند كه تو از آن بترسى.