دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥ - ٢/ ١ ١٠ بخشنامه عمومى معتضد عباسى
بر غير دين من محشور مىگردد» و معاويه نمايان شد.
و از آن جمله است اين كه پيامبر خدا فرمود: «هر گاه معاويه را بر منبر من ديديد، او را بكُشيد».
و از آن جمله حديثى است كه سندش را به معصوم مىرسانند و مشهور كه پيامبر ٦ فرمود: «معاويه در تابوتى آتشين در طبقه زيرين جهنّم است و بانگ مىزند: يا حنّان! يا منّان! اى مهربان! اى احسان كننده! «اكنون؟ و حالْ آن كه پيش از اين، نافرمانى مىكردى و از تبهكاران بودى؟»».
... و نيز از امورى كه خداوند به خاطر آن، لعنت بر او را واجب ساخت، اين بود كه افرادى از نيكان صحابيان و تابعيان و اهل فضيلت و ديانت (مانند عمرو بن حَمِق، حُجر بن عَدى و كسانى ديگر همچون آنها) را در غير ميدان كارزار[١] كشت، بدين جهت كه عزّت و حكومت و پيروزى از آنِ وى شود؛ ولى عزّت و حكومت و قدرت، از آنِ خداوند است و خداوند عز و جل مىفرمايد: «و هر كس به عمد، مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن، ماندگار خواهد بود، و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است».
و از جمله چيزهايى كه وى به خاطر آن، مستحقّ لعنت خداوند و پيامبرش گرديد، گستاخى او بر خداوند و ادّعاى نَسَب زياد بن ابيه (پسر سميّه) است، با آن كه خداوند مىفرمايد: «پسرخواندگان را به نام پدران خودشان بخوانيد كه نزد خداوند، عادلانهتر است» و پيامبر خدا فرمود: «ملعون است آن كه جز پدرش براى خويش ادّعا كند و جز به وابستگان خويش، انتساب جويد» و مىفرمود: «فرزند، از آن فِراش است و براى زناكار، سنگ است».
او آشكارا با حكم خداوند عز و جل و سنّت پيامبرش مخالفت ورزيد و فرزند را به غير فراش، منسوب كرد كه زناكار را زناكارىاش زيان نمىرساند و با اين انتساب، [خواهر خويش] امّ حبيبه همسر پيامبر ٦ و ديگران را در معرض محرّمات خدا و محرّمات پيامبر او نهاد و چهرههايى را نمايان كرد كه خداوند، حرام كرده بود و قرابتى را اثبات نمود كه خداوند، آن را بيگانه قرار داده بود، و چيزهايى را مباح كرد كه خداوند، ممنوع ساختهبود؛ خللى كه همانند آن، بر اسلام، وارد
[١]« قتل صبرا» كه در متن عربى آمده، به معناى كشتن در اسارت، دست بسته و همراه با شكنجه به كار مىرود و معناى جامع همه اينها كشتن در غير ميدان نبرد است.( م)