دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢١ - ٧/ ٣ آمدن عثمان بن حنيف
٢١٨٤. الإرشاد به نقل از سَلَمة بن كَهيل: چون كوفيان با اميرمؤمنان در منطقه ذو قار به هم رسيدند، به وى خوشامد گفته، گفتند: سپاسْ خدا را كه ما را به همراهى تو اختصاص داد و با يارى دادن به تو، ما را گرامى داشت.
آن گاه اميرمؤمنان، براى سخنرانى در ميانشان به پا خاست و سپاس و ثناى خداوند كرد و فرمود:
«اى كوفيان! بهراستى كه شما از گرامىترينِ مسلمانان و ميانهروترينِ آنان در خُلق و خوى، و متعادلترين آنها در سنّت، و سهيمترينِ آنها در اسلام و بهترينِ اعراب از جهت تبار و ريشهايد. شما علاقهمندترين اعراب به پيامبر ٦ و خاندان او هستيد.
همانا من با اطمينانى كه پس از خداوند به شما دارم به خاطر جانفشانىهايى كه كرديد، به سويتان آمدهام، در اين هنگام كه طلحه و زبير، پيمان شكستند و از اطاعت من سر باز زدند، و آن هنگام كه براى آشوب به عايشه روى آوردند و او را از خانهاش بيرون كشيدند و به بصره واردش ساختند و اراذل و اوباش بصره را فريفتند؛ هر چند به من خبر رسيد كه مردمان بافضيلت آنها و برجستگانشان، از كارهايى كه طلحه و زبير كردند، دورى جستند و خود را كنار كشيدند».
آنگاه سكوت كرد.
كوفيان گفتند: ما ياوران و ياران تو بر ضدّ دشمنت هستيم. اگر ما را به سوى لشكرى چند برابر آنان نيز فرا خوانى، خير آن را از سوى خداوند مىدانيم و به حساب او مىگذاريم و بدان، اميد داريم.
٧/ ٣
آمدن عثمان بن حنيف
٢١٨٥. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد و طلحه: چون على ٧ در سرزمين ثَعلبيه[١] منزل كرد، مردى كه عثمان بن حنيفو محافظان او را ديده بود، نزد على ٧ آمد. [على ٧] ايستاد و خبرها را با سپاهيان درميان گذاشت و فرمود:
«بار خدايا! ما را از كشتن مسلمانان كه طلحه و زبير را بدان گرفتار كردى، سالم بدار و ما را از شرّ همه آنان، نجات بخش!».
[١]. از منزلگاههاى راه مكّه به كوفه است كه روستايى آباد بود و سپس خراب شد( معجم البلدان: ج ٢ ص ٧٨).