دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧ - ٤/ ١ مشورت امام با يارانش درباره ناكثين
فصل چهارم
آمادگى امام براى رويارويى با ناكثين
٤/ ١
مشورت امام با يارانش درباره ناكثين
معاويه سالها شام را با دستى باز و حكومتى قيصرگونه، زير سلطه خود داشت و هيچ يك از خلفاى پيش از او، وى را از رفتارش باز نداشتند. او امير مؤمنان را خوب مىشناخت و به طور يقين و قطع مىدانست كه على ٧ با وى سازش نمىكند. از اين رو، از بيعت با او سر باز زد و پيراهن عثمان را بالا برد و فرياد خونخواهى سرداد و از نادانى شاميان، سود جُست و براى جنگ با امام ٧ آماده گشت.[١]
امام على ٧ براى ريشهكن كردن اين طغيانگر (باغى)، آماده گشت؛ فرماندهان سپاه را تعيين نمود و براى كارگزاران خود در مصر، كوفه و بصره، نامه نوشت و از آنان خواست تا با فرستادن نيروهاى لازم، وى را پشتيبانى كنند.
امام ٧ در اوانى كه نيرو براى رويارويى با معاويه فراهم مىساخت، خبر زمينهسازى طلحه و زبير و عايشه در مكّه و تحريك آنان براى ايجاد يك آشوب و حركتشان به سوى بصره، به وى رسيد. چنين صَلاح ديد كه فرو نشاندن اين فتنه، اولويت دارد. از اين رو، سرشناسان ياران خود را فرا خواند و از نظر آنان، آگاهى يافت. شيوه اين گفتگو و رأى ياران امام و موضع قاطع او
[١]. ر. ك: ص ٤١٣( ح ٢٣٧٧ آمادگى امام براى نبرد با معاويه پيش از جنگ جمل).