دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٣ - ٦/ ١١ اشتر، فرمانده پيشقراولان سپاه امام
علمش فضلى است و نادان، با رفتن به نزاعِ دانا، تنها بر نادانى خويش مىافزايد.
هَلا! من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش و پاس داشتنِ خون اين امّت فرا مىخوانم. اگر بپذيريد، راه رشد را يافته و به پاداش [جاودان] خود رهنمون شدهايد؛ و اگر جز پراكنده ساختن و شكستنِ ابزار قدرت اين امّت را نخواهيد، پس، از خدا دورتر مىشويد و پروردگار، خشمش را بر شما مىافزايد. والسّلام!».
آنگاه، معاويه به وى [چنين] پاسخ نوشت:
امّا بعد؛ به راستى:
ميان من و قيس، گلايهاى نيست
جز قُلوهها را به نيزه كوفتن و گردنها را به شمشير زدن.
و على ٧ [به كلام خدا استناد نمود و در پاسخش] فرمود: « [اى پيامبر!] تو آن را كه مىخواهى، نمىتوانى هدايت كرد؛ بلكه خداوند، هر كه را خواهد هدايت كند، و او داناتر است كه هدايتپذير كيست».
٦/ ١١
اشتر، فرمانده پيشقراولان سپاه امام
٢٤٣٧. تاريخ الطبرى به نقل از خالد بن قُطْن حارثى: آنگاه كه على ٧ از فرات برگذشت، زياد ابن نضر و شريح بن هانى را فرا خواند و با همان حال كه از كوفه بيرون شده بودند، به سوى معاويه روانه ساخت.
آن دو، پس از آن كه امام ٧ از كوفه [به سوى معاويه] روانهشان كرد، كناره فرات را در خشكى از جانب كوفه در پيش گرفتند تا به عانات[١] رسيدند. در آنجا، خبر يافتند كه على ٧ راه جزيره را در پيش گرفته و معاويه با سپاه شام، از سوى دمشق به رويارويى با على ٧ مىرود. [با خود] گفتند: نه؛ به خدا سوگند، اين خردمندانه نيست كه
[١]. عانه، سرزمينى است مشهور در عراق، ميان رَقّه و هيت. ذكرى از آن در شعر به صورت« عانات» آمده است كه به نظر مىرسد به عانه و حوالى آن، اطلاق شده است. اين سرزمين نزديك« حديثه» بر حاشيه فرات واقع است( معجم البلدان: ج ٤ ص ٧٢).