دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨١ - ٩/ ٢ دعاى امام پيش از پيكار
پرواز مىكند و با زبانها او را مىخوانند! اى زيبا آزمون! اى بسيار بخشنده بخششهاى بزرگ! ميان ما و اين گروه، به حق، داورى كن كه تو بهترين داورى».
٢٢٢٠. الجمل: چون امير مؤمنان ديد كه آن گروه، دشمنى مىورزند و خونى را كه ريختنش حرام است، حلال مىشمرَند، دستانش را به سوى آسمانْ بلند كرد و گفت: «بار خدايا! ديدگان، متوجّه توست و دستها به سوى تو دراز است و دلها به سوى تو پر مىكشند و با رفتارهاى نيك به سوى تو تقرّب مىجويند." «بار پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترينِ داورانى»».
٢٢٢١. امام على ٧ در دعايش در جنگ جمل: بار خدايا! تو را كه شايسته سپاسى سپاس مىگويم بر رفتار زيبايت نسبت به من، و مهربانىات بر من، و بر نور خودت كه بر من افكندى، و بر رحمتت كه بدان، [كمبودهاى] مرا جبران نمودى و بر نعمتهايت كه بر من ارزانى داشتى.
مولاى من! تو با گذشت نيكو و آزمون زيباى خود كه از پيش، با من داشتى و با فراوانى نعمتت بر من و پىدرپى شدن نعمتهايت نزد من، برمن نيكى روا داشتهاى، چنان كه همه تلاش و سپاس مرا شايسته تو مىسازد.
من بدان پايه نرسيدم كه [بدون كمك و لطف تو] نصيبم را به دست آورم و خود را اصلاح كنم؛ ولى اى مولاى من! نخستين بار، تو با احسانت آغاز كردى و مرا به سوى دينت راهنمايى نمودى و خودت را به من شناساندى و در تمام كارها با حمايت از من و كارسازى براى من، مرا ثابتقدم نگهداشتى، سختى بلا را از من دور كردى و كارهاى ناروا را از من بازداشتى. من از تو جز زيبايى بهياد نمىآورم، و جز احسان [و بخشش]، از سوى تو چيزى نمىبينم.
اى خداى من! چه بسيار بلا و سختى كه از من دور كردى و آن را در ديگران نشانم دادى، و چه بسيار نعمتى كه چشمانم را بدان روشن ساختى، و چه بسيار كارهاى والايى كه از سوى تو براى من به انجام رسيد.
خداى من! تنها تويى آن كه بههنگام اضطرار، دعايم را پاسخ مىدهى، و تنها تويى كه بههنگام گرفتارى، اندوهم را برطرف مىسازى، و تنها تويى كه براى من از دشمنان، حقوق ضايع شدهام را مىستانى. هنگامى كه قصد تو مىكنم، تو را دور از خود، نمىيابم و آنگاه كه از تو چيزى مىخواهم، تو را مُمْسِك نمىيابم، و هنگامى كه تو را مىخوانم، تو را از خود روى گردان نمىيابم.