دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥ - ٢/ ٢ ٧ شرط بيعت كردن عمرو با معاويه
عمرو گفت: آفرينِ خدا بر فرزندان عمرو بن مالك! اگر كنارهگيرى آنان از اين نبرد، خير باشد، خيرى پُربار خواهد بود، و اگر گناه باشد، گناهى بخشوده است.
فرزندش به وى گفت: پدر! تو كه بر حال آنان غبطه مىخورى، چه چيزى جلوىِ تو را مىگيرد كه باز گردى؟
گفت: فرزندم! شخص بزرگى مانند من، وقتى در كارى وارد شود، آن را رها نمىسازد تا كار را به انجام رسانَد.
٢٣٥٤. العقد الفريد به نقل از عُتبى، از پدرش: معاويه به عمربن عاص گفت: شگفتانگيزترينِ كارها چيست؟
گفت: پيروزى آن كه حقّى ندارد، بر صاحب حق به رغم حقّانيت او!
معاويه گفت: شگفتانگيزتر، آن كه به كسى كه حقّى ندارد، بدون جنگ، آنچه حقّش نيست، داده شود!
٢/ ٢ ـ ٧
شرط بيعت كردن عمرو با معاويه
٢٣٥٥. تاريخ اليعقوبى: مصر و مغرب، تيول عمرو بن عاص بود كه روز بيعت با معاويه، گرفتن آنها را با او شرط كرده بود و متن شرط، چنين است: اين، تعهّدى است كه معاوية بن ابى سفيان، به واسطه آن، مصر را به عمرو بن عاص بخشيد. اهل مصر را به وى بخشيد كه تا در مدّت زمان حيات عمرو، از آنِ او باشند، به شرط آن كه در پيروى و اطاعت، كوتاهى نكند.
وردان، غلام عمرو، به وى گفت: مويى از تنت در آن [بگذار]!
عمرو، شرطها را مىخواند و به آنچه وردان پى برده بود، پى نبرد.
وقتى عهدنامه را مُهر زد و گواهان را شاهد گرفت، وردان به وى گفت: اى مرد! از عمرت جز اندكى باقى نمانده است. چرا براى نسل پس از خودت چيزى شرط نكردى؟
عمرو، تقاضاى بر هم زدن از معاويه كرد؛ ولى معاويه نپذيرفت. از آن پس، عمرو از ثروت مصر چيزى براى معاويه نمىفرستاد. درآمدهاى آن را ميان مردم، تقسيم مىكرد و آنچه را كه اضافه مىآمد، براى خود بر مىداشت.