دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٩ - ٦/ ١٠ نامه امام به معاويه و پاسخ وى
بود و بدين سان، هفتصد مرد از ايشان به وى پيوسته بودند.
٢٤٣٥. الفتوح: [على ٧] بر مردم رَقّه بانگ زد و گفت: «بر اين نهر برايم پُلى بربنديد تا من و يارانم از آن گذشته، به نبردِ معاويه رويم».
آنان از اين كار، سر باز زدند. على ٧ مىدانست كه مردم رقّه هواخواهِ معاويهاند. پس ايشان را وا نهاد و به يارانش ندا داد: «در مىگذريم تا بر پل مَنبِج[١] بربگذريم».
اشتر، خشمگينانه به سوى مردم رَقّه رفت و گفت: اى مردم رقّه! به خداى سوگند، اگر براى امير مؤمنان پُلى برنبنديد، بر شما شمشير كشيده، مردان را مىكشم و دارايىها را تصاحب مىكنم.
آنگاه كه مردم رقّه اين سخن را شنيدند، برخى به برخى گفتند: سوگند خدا را كه اشتر به آنچه بگويد، عمل مىكند! پس سواره در پى على بن ابى طالب ٧ شدند و او را بازگردانده، گفتند: اى امير مؤمنان! بازگرد كه ما برايت پُلى بر مىبنديم.
پس على ٧ به رقّه بازگشت و براى او پلى بر فرات بربستند و او در ميان يارانش ندا داد: «سوار شويد!». سپس سپاه سوار شدند و بارها عبور يافت و همگان گذشتند. على ٧ با هزار سوار از يارانش ايستاد و سپس آخر از همه عبور كرد.
٦/ ١٠
نامه امام به معاويه و پاسخ وى
٢٤٣٦. وقعة صِفّين به نقل از ابو وداك: گروهى از ياران على ٧ به او گفتند: به معاويه و قريشيانِ پيرامونش نامهاى بنويس و ايشان را به سوى خويش فرا خوان و فرمانشان ده كه از خطايى كه در آناند، دست كشند كه بدين سان، حجّت بزرگ بر آنان تمام خواهد شد».
[١]. مَنبج، شهرى است بزرگ در منطقه شام، بالاتر از رقّه و حلب كه با فرات، سه فرسنگ و با حلب، ده فرسنگ فاصله دارد و آن را انوشيروان بنا نهاده است( معجم البلدان: ج ٥ ص ٢٠٦).