دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ٧/ ١ بيعت گرفتن از حاضران
فصل هفتم
از ذو قار تا بصره
٧/ ١
بيعت گرفتن از حاضران
٢١٨٠. الإرشاد به نقل از ابن عبّاس: چون [امام على ٧] بهسرزمين ذو قار[١] رسيد، از كسانى كه بههمراهش حضور داشتند، بيعت گرفت. سپس سخن گفت و بسيار حمد و ستايشالهى كرد و بر پيامبر خدا درود فرستاد. سپسفرمود:
«حوادثى گذشت كه ما از روى تسليم بودن به فرمان خداوند متعال، در آزمايشهايى كه ما را بدان آزمود و از روى اميدوارى به پاداش، بر آنها صبر كرديم در حالىكه در چشمانمان خار بود، و شكيبايى بر اين حوادث، بهتر از پراكندگى مسلمانان و ريخته شدن خونهايشان بود.
ما خاندان پيامبرى هستيم كه سزاوارترينِ مرد بود به رسالت و سرچشمه كرامتى كه خداوند، بدين امّتْ ارزانى داشت. اين طلحه و زبير، نه از خاندان پيامبرند و نه از نسل پيامبر ٦. چون ديدند كه پس از سالهاى سال، خداوندْ حقوقمان را به ما بازگردانْد، يك سال و [بلكه] يك ماه كاملْ تحمّل نكردند و به شيوه پيشينيانِ خود رو كردند تا حقّ مرا پايمال كنند و مسلمانان را از اطراف من پراكنده سازند».
آن گاه، امام ٧ آن دو را نفرين نمود.
[١]. ذو قار( ذى قار)، جايى ميان كوفه و واسط( البتّه به كوفه نزديكتر) است و در آن، جنگ مشهور ميان ايرانيان و اعراب، واقع شده است( تقويم البلدان: ص ٢٩٢).