دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٢ - ١ بر بستن اتهام قتل عثمان به امام
در وراى اين نبرد تبليغاتى، چنين اهدافى پى گرفته مىشد:
١. بر بستن اتّهامِ قتل عثمان به امام
بخش گستردهاى از نامههاى معاويه به امام ٧، گرد همين موضوع مىچرخد. انگيزههاى رويكرد معاويه به سهيم شمردنِ امام ٧ در قتل عثمان، از طرفى آن بود كه شايستگى امام ٧ براى عهدهدار شدن خلافت را به طعن گيرد و از ديگر طرف، اين كه به بهانه خونخواهى عثمان، زمينه مناسب را براى درگيرى مستقيم نظامى با امام ٧ فراهم آورَد و از همين رهگذر، فضاى دلخواه را براى دستيابىِ خودِ معاويه به قدرت، مهيّا سازد.
بسيارند آن دسته از سندهاى تاريخى كه درستىِ اين ادّعا را گواهى مىدهند.[١] معاويه، اين سياست شيطانى را آشكارا، حتّى پيش از كشته شدن عثمان، پيش گرفت، آنگاه كه در يارىِ وى درنگ ورزيد. اين پديده آنگاه كاملًا آشكار شد كه عثمان اصرار ورزيد معاويه نيرويى براى حمايت از وى روياروى آشوبگران گسيل دارد؛ امّا معاويه از پشتيبانى او سر باز زد. در اين حال بود كه عثمان، آشكارا به وى
[١]. بَلاذُرى در أنساب الأشراف آورده است: معاويه، پس از فرستادنِ ابو مسلم خولانى نزد على ٧، نعمان بن بشير انصارى و ابو هُريره دوسى را به سوى وى گسيل داشت. آن دو، على ٧ را فراخواندند كه كُشندگان عثمان بن عفّان را تسليم كند تا به قصاص خون وى، كشته شوند و بدينسان، كار مردم سامان يابد و از جنگ، پيشگيرى شود. معاويه مىدانست كه على ٧ چنين نخواهد كرد؛ ليكن مىخواست نزد شاميان گواهى داده شود كه على ٧ از تسليم آن افراد و بيزارى جستن از ايشان سر باز زده است. بدين ترتيب، راه باز مىشد تا معاويه ادّعا كند كه على ٧، عثمان را كشته است. آنگاه خشم شاميان بر على ٧ افزايش مىيافت و در جنگ و دشمنى با وى تيز خشمتر و ديدهورتر شوند. وقتى آن دو نزد امام ٧ رسيدند و خواست معاويه را به وى ابلاغ كردند، او هيچ يك از آن خواستهها را نپذيرفت. سپس ابو هريره به شام بازگشت و معاويه به وى فرمان داد كه مردم را از آنچه ميان وى و على ٧ گذشته، آگاه سازد( أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٢٠٥).