دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣ - ١٠/ ١٢ سخنرانى امام پس از تقسيم بيت المال
١٠/ ١١
ورود امام به بيت المال بصره
٢٢٩٢. الجمل: چون عثمان بن حُنَيف از بصره بيرون رفت و طلحه و زبير به بيت المال برگشتند و در برابر آنچه در آن بود، درنگ كردند، همين كه ميزان طلا و نقرهاش را ديدند، گفتند: اينها، همان غنيمتهايى است كه خداوند، ما را به آنها وعده داده است و به ما خبر داده است كه آن را به زودى در اختيارمان مىنهد.
ابو الأسود مىگويد: اين سخن را از آنان شنيدم و پس از آن ماجرا، على ٧ را ديدم كه وارد بيت المال بصره شد. وقتى ثروتهاى آن را ديد، فرمود: «اى [طلاهاى] زرد! اى [نقرههاى] سفيد! ديگرى را بفريبيد. ثروت، مقتداى ستمگران است و من، پيشواى مؤمنان».
به خدا سوگند، نه بدانچه در آن جا بود، توجّهى كرد و نه در آنچه ديده بود، انديشيد؛ بلكه ثروتها را نزد او چون خاكى بىارزش يافتم. از آنان (طلحه و زبير) و از وى شگفتزده شدم! از اين رو با خود گفتم: «آنان از كسانىاند كه دنيا را مىخواهند، و اين از كسانى است كه آخرت را مىجويند» و آگاهىام نسبت به وى افزون شد.
١٠/ ١٢
سخنرانى امام پس از تقسيم بيت المال
٢٢٩٣. الجمل به نقل از واقدى: بهراستىكه اميرمؤمنان، چون از تقسيم ثروت [هاى به جا مانده از سپاه جملْ] فراغت يافت، براى سخنرانى برخاست و خداوند را سپاس گفت و بر او درود فرستاد و فرمود:
«اىمردم! خدا را بر نعمتهايشسپاس مىگويم. طلحه و زبير كشتهشدند و عايشه، شكست خورد. بهخدا سوگند، اگر عايشه در جستجوىحق و خوار ساختن باطل بود، بايد در خانهاش مسكن مىگزيد كه خداوند، جهاد را بر او واجب نساختهاست. نخستينخطاى او درباره خودش بود.