دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - ٢/ ٢ عمرو بن عاص
به پنج نفر منسوب مىدانست و از اين ميان، عاص را برگزيد و بدو ملحقش كرد. بدين ترتيب، عمرو در دامن كسى رشد يافت كه پيامبر ٦ را بسيار هجو مىكرد؛ همان كسى كه سوره «كوثر»، او را «ابتر (نسلْ گسيخته)» خواند و امام حسن ٧ از او چنين ياد كرد:
وى پستترين آنانِ از جهت نَسَب، و پليدترين آنها از نظر جايگاه است.
به روزگارى كه پيامبر در مكّه بود، عمرو بن عاص، ايشان را بسيار آزار مىداد و هجو مىكرد. پيامبر خدا در برابر اين همه خيرهسرى و هرزهدرايى، او را نفرين كرد و فرمود:
بار خدايا! عمرو بن عاص، مرا هجو كرده است و تو مىدانى كه من شاعر نيستم. پس در برابر هر بيت شعرى كه مرا هجو كرده است، بر او نفرين فرست.
هنگامى كه گروهى از مسلمانان به حبشه هجرت كردند، عمرو بن عاص، فرستاده قريش بود كه به دربار نجاشى رفت تا آنان را بازگردانَد كه در اين مأموريت، توفيق نيافت.
ابن ابى الحديد، در توصيف عمرو بن عاص مىگويد:
عمرو، يكى از كسانى بود كه در مكّه پيامبر ٦ را آزار مىداد و به ايشان ناسزا مىگفت و در راه ايشان سنگ مىانداخت. پيامبر خدا شبها از خانه بيرون مىرفت و كعبه را طواف مىنمود و عمرو در راهش سنگ مىانداخت تا بر زمين بيفتد .... به جهت دشمنىِ بسيار وى با پيامبر خدا، مردمان مكّه او را نزد نجاشى فرستادند تا وى را نسبت به دين جديد (اسلام)، بىميل سازد و مهاجران مسلمان را از كشورش بيرون رانَد و اگر بتواند، جعفر بن ابى طالب را به قتل برساند.