دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٩ - ٤/ ١٧ نامه محمد بن ابى بكر به معاويه
پس آنگاه، تو و پدرت، همواره در پى آشوبگرى در دين خدا بوديد و كوشيديد تا نور خداوند را فرو بنشانيد. بدين غرض، محفلها فراهم ساختيد، مال [ها] صرف كرديد، و با قبايلِ [گرونده به اسلام] در افتاديد. پدرت بر همين انديشه مُرد و تو نيز پا جاى پاى او نهادى.
گواه ضدّ تو، بر اين معنا، باقىمانده احزاب و سرانِ نفاق و مخالفت با پيامبر خدا هستند كه به تو پناهنده شده، نزدت مأوا جُستهاند.
و گواه على، افزون بر فضل آشكار و پيشينه ديرينش، ياران او هستند كه يادشان به ارجمندى در قرآن آمده؛ همان مهاجران و انصارى كه خداوند، ايشان را ستوده است. ايشان، پيوستگان و فوجهاى پيرامون اويند كه شمشير از نيام بركشيده، برايش خون خود را مىريزند، فضيلت را در پيروى از او يافته، تيره بختى را در ستيز با وى مىبينند.
واى بر تو! چگونه خود را با على برابر مىكنى، حال آن كه او وارث و وصى و پدرِ فرزندانِ پيامبر خدا و نخستين پيروىكننده از وى و ديرپاىترين پيمانسپارِ اوست و پيامبر ٦ رازش را به او سپرده و او را در كار خويش شريك كرده است؛ امّا تو دشمن پيامبر ٦ و پسرِ دشمن اويى؟! پس تا مىتوانى از باطلِ خويش بهره گير و پسرِ عاص [نيز] تو را در گمراهىات يارى دهد. گويا مهلتت سپرى گشته و حيلهات سست شده است. زود است كه آشكار شود فرجامِ برتر از آنِ كيست.
بدان! جز اين نيست كه تو با پروردگارت فريبگرى پيش گرفتهاى؛ همو كه از تدبيرش در امان ماندهاى و از رحمتش نااميد گشتهاى! و او در كمين توست، حال آن كه تو فريفته [ى صبر] او شدهاى. و خدا و خاندان پيامبر ٦ از تو بىنيازند. درود