دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٥/ ٣ فرستادن حسن بن على به سوى كوفه
پيروز گشت، تو را قطعه قطعه كند».
وقتى نامه به ابو موسى رسيد، كنار رفت. حسن و عمّار، داخل مسجد شدند و گفتند: اى مردم! امير مؤمنان مىفرمايد: «من در اين حركت يا ستمگرم يا ستمديده. هر كه به حقّ خدا پايبند است، خدا را در نظر آورد و بيايد، اگر ستمديدهام، يارىام كند و اگر ستمگرم، حق را از من باز ستانَد. به خدا سوگند كه طلحه و زبير، نخستين كسانى بودند كه با من بيعت كردند و نخستين كسانى بودند كه بيعت شكستند. آيا من ثروتى را به خود اختصاص دادهام يا حكمى را دگرگون ساختهام؟ پس بسيج شويد و امر به معروف و از منكر نهى كنيد».
٢١٥٢. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو مِخْنَف، از موسى بن عبد الرحمن بن ابى ليلى، از پدرش: به همراه حسن ٧ و عمّار بنياسر، از ذو قار آمديمتا بهقادسيه رسيديم. حسن ٧ و عمّار، اتراق كردند و ما هم به همراه آنان اتراق كرديم. عمّار، حمايل شمشيرش را محكم به خود بست و آن گاه، شروع به پرسش از مردم درباره كوفيان و وضعيتشان كرد و شنيدم كه مىگفت: در دلم خواستهاى مهمتر از اين نيست كه عثمان را از قبر، بيرون آوريم و او را با آتش بسوزانيم.
[راوى مىگويد:] چون حسن ٧ و عمّارْ وارد كوفه شدند، مردم، نزد آنان گِرد آمدند. پس حسن ٧ به پا خاست و مردم را به بسيج شدن فرا خواند و خدا را سپاس گفت و بر پيامبرش درود فرستاد. سپس فرمود:
«اى مردم! ما نزد شما آمدهايم تا شما را به خداوند و كتابش و سنّت پيامبرش، و به سوى دينشناسترينِ مسلمانان و عادلترين كسى كه عادلش مىشمريد و برترين كسى كه بافضيلتش مىدانيد و باوفاترين كسى كه با او بيعت مىكنيد، فرا خوانيم؛ كسى كه قرآن، او را سرزنش نكرده و در سنّت، جاهل به شمار نيامده است و هيچ سابقه نيكى را از كف نداده است.
به سوى كسى فرا مىخوانيم كه خداوند، او را از دو راه به پيامبر خود نزديك ساخت: نزديكى در دين و نزديكى در خويشاوندى؛ به سوى كسى كه از همه مردم در هر كرامتى