دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١ - ١ ابقاى معاويه به بيعتش نمىانجاميد
١. ابقاى معاويه به بيعتش نمىانجاميد
ابن ابى الحديد، ضمن نقل انتقادهايى بر سياست امام على ٧ در زمينه عزل معاويه گزارش كرده است كه يكى از انتقادها اين سخن است: اگر امام ٧ هنگامى كه در مدينه با وى بيعت شد، معاويه را بر شامْ ابقا مىكرد تا حكومتش مستقر گردد و پايههايش استوار شود و معاويه و شاميان با او بيعت كنند، و سپس او را كنار مىنهاد، از جنگى كه ميان آنها در گرفت، پيشگيرى كرده بود.
پاسخْ اين است كه امير مؤمنان، شرايط آن روز را مىدانست كه معاويه به هيچ رو بيعت نمىكند، گرچه او را بر حكومت شامْ ابقا نمايد؛ بلكه ابقاى وى بر حكومت شام، معاويه را نيرومندتر مىساخت و امتناع وى را از بيعت، قوىتر مىكرد؛ چرا كه پرسش كننده يا بايد بگويد: «سزاوار بود كه على ٧ معاويه را به بيعت فرا خواند و همزمان، او را بر شام بگمارد و هر دو كار با هم قرين گردد» و يا بايد بگويد: «امام ٧ مىبايد نخست از معاويه مطالبه بيعت مىكرد [و ابقاى او را به تأخير مىانداخت]» و يا بگويد: «بايد نخست او را ابقا مىكرد و درخواست بيعت را به فرصتى ديگر مىانداخت».
در صورت نخست، اين احتمال بود كه معاويه، حكم على ٧ بر ابقاى وى در حكومت را براى شاميان بخوانَد و موقعيت خود را نزد آنان، محكم سازد و در ذهن آنان جاى دهد كه: «اگر او شايسته حكومت نبود، على ٧ بر او اعتماد نمىكرد» و آن گاه، بيعت كردن را به تأخير اندازد و از آن، سر باز زند.
و صورت دوم، همان كارى است كه امير مؤمنان انجام داد.
و امّا صورت سوم، مانند صورت اوّل است؛ بلكه معاويه را در مخالفت و سركشىاى كه قصد آن را داشت، قوىتر مىكرد.
چگونه كسى كه آشنا به تاريخ است، گمان مىكند كه اگر على ٧ معاويه را بر