دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧ - ٥/ ١ نامه امام به كوفيان از ربذه
٢١٤٧. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد و طلحه: وقتى على ٧ به ربذه رسيد، در آنجا اقامت گزيد و از آن جا محمّد بن ابى بكر و محمّد بن جعفر را به كوفه روانه ساخت و براى اهل كوفه چنين نوشت: «بهراستى كه من، شما را از ميان شهرهاى ديگر برگزيدم و براى حوادث پيش آمده، به شما روى آوردم. پس ياران و ياوران دين خدا باشيد و ما را يارى دهيد و به سوى ما برخيزيد. آنچه ما مىخواهيم، اصلاح است تا امّت به برادرى بازگردند. و هر كس اين را دوست بدارد و برگزيند، حق را دوست داشته و برگزيده است، و هر كس اين را دشمن بدارد، حق را دشمن داشته و آن را كوچك شمرده است».
آن دو مرد رفتند و على ٧ در رَبَذه ماند و آماده پيكار مىشد. پيكى به مدينه فرستاد و آنچه از سلاح و مَركب مىخواست، براى او رسيد و كارش بالا گرفت و در ميان مردم به پا خاست و برايشان سخنرانى كرد و فرمود:
«بهراستى كه خداوند عز و جل ما را به واسطه اسلام، گرامى داشت و مرتبهاى بلند بخشيد و پس از خوارى، كمى، دشمنى و دورىِ از هم، با يكديگر برادرمان ساخت. مردم بدين سان بودند تا خدا مىخواست. اسلام، دين آنان و حقيقت، در ميانشان، و قرآن، پيشوايشان بود تا آن كه اين مرد (عثمان) به دست اين گروه كشته شد؛ گروهى كه شيطان، آنان را برانگيخت تا در ميان اين امّتْ اختلاف اندازند. بدانيد كه اين امّت، ناگزير پراكنده خواهند شد، چنان كه امّتهاى پيشين پراكنده شدند؛ و به خداوند پناه مىبريم از شرّ آنچه كه اتّفاق خواهد افتاد».
٢١٤٨. شرح نهج البلاغة به نقل از عبد الرحمن بن يسار قرشى، در گزارشِ نامه على ٧ به كوفيان: چون على ٧ در راه حركت به سوى بصره به ربذه رسيد، محمّد بن جعفر بن ابى طالب و محمّد بن ابى بكر را به كوفه فرستاد و اين نامه[١] را براى آنان نوشت و در آخرش افزود:
[١]. اوّلين نامه در نهج البلاغه.