دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٥ - ٧/ ٢ بسته شدن آب بر روى سپاه على
بر سپاهيان بستهايد. سپاهيان من، دستبردار نيستند، مگر اينكه از آب بنوشند. پس به يارانت پيغام فرست كه راه آب را بر سپاه من باز بگذارند و [از آن] دست بردارند تا در كار و مقصود خود و شما بينديشيم. امّا اگر برايت خوشتر است كه ما قصد خويش را وا نهيم و به سپاه رخصت دهيم كه بر سر آب بجنگند تا هر كه چيره شد، بنوشد، چنين خواهيم كرد».
معاويه به يارانش گفت: چه مىانديشيد؟
وليد بن عُقبه گفت: آب را بر ايشان ببند، همان گونه كه آنان بر عثمان بن عفّان بستند و چهل روز او را محاصره كرده، از خُنَكاى آب و گوارايىِ غذا دورش ساختند. ايشان را تشنهلب بكُش، كه خدايشان تشنهلب بكشد!
عمرو بن عاص به معاويه گفت: آب را بر ايشان بگشا؛ زيرا آنان تشنهلب نمىمانند، در حالى كه تو سيراب باشى. پس به چيزى جز آب، در امور ميان خود و ايشان بينديش.
وليد بن عقبه ديگر بار سخن خويش را گفت. عبد اللّه بن ابى سَرح نيز گفت: تا هنگام شب، آب را بر آنان ببند. ايشان اگر نتوانند به آب دست يابند، باز مىگردند؛ و همين بازگشتشان، گريز و شكست است. آب را بر ايشان ببند كه خداوند در روز قيامت، آب را بر ايشان ببندد!
صعصعه گفت: جز اين نيست كه در روز قيامت، خداوند آب را بر كافران و بدكاران و بادهنوشانى چون تو و اين فاسق (وليد بن عقبه) مىبندد. مثل تو و اين فاسق يعنى وليد ابن عقبه هم چنين است.
پس بر سرش ريختند و دشنام و بيمش دادند.
معاويه گفت: دست از اين مرد بداريد كه او پيك است.
٢٤٤٤. الفتوح: على ٧، شَبَثبن رِبعى رياحى[١] و صعصعة بن صوحان عبدى را فرا خواند و
[١]. در منابع، نام او در شمار كسانى كه على ٧ نزد معاويه گسيل فرمود، نيست؛ بلكه تنها از صعصعة بن صوحان ياد شده است( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٢٣٩، الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٣٦٤، وقعة صفّين: ص ١٦١)، در الإمامة والسياسة( ج ١ ص ١٢٥) آمده: على ٧، اشعث بن قيس را براى مذاكره با معاويه درباره بستنِ آب، گسيل داشت.