دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٣ - ٤/ ١٨ پاسخ معاويه به محمد بن ابى بكر
سپس سومينِ ايشان، عثمان بن عفّان، [به خلافت] برخاست، به راه ايشان رفت و به روش آنان راه پيمود. امّا تو و رهبرت (على) او را نكوهش كرديد، چندان كه دورافتادگانِ گنهپيشه در او طمع بردند و شما به توطئه پنهان و آشكار ضدّ او پرداختيد و دشمنى و ناراستىتان را آشكارا نشان داديد، تا آن كه به آرزوى خود درباره او دست يافتيد.
اى پسر ابو بكر! به هوش باش كه به زودى پيامدهاى تلخ كارت را خواهى ديد؛ و پاى از گليم خويش بيرون مَنِه كه تو كمتر از آنى كه برابرى يا همترازى نمايى با كسى كه صبرش، با كوهها پيمانه مىگردد، نيزهاش با هيچ نيرويى خم نمىپذيرد، و هيچ شكيبايى به گَردِ حوصلهاش نمىرسد.
پدرت بساطش را گسترانْد و حكومتش را بنيان نهاد و استوارش گرداند، پس اگر راهىكه ما در آنيم، راست باشد، پدرت سرآمدِ آن است و اگر ناراست باشد نيز، پدرت آن را بنياد نهاده است و ما شريكان اوييم و راه وى را مىپوييم و به رفتار او اقتدا مىجوييم. اگر پدرت پيش از ما اين راه را نپيموده بود، ما از فرزند ابوطالب سرپيچى نمىكرديم و تسليم وى مىگشتيم. امّا ما ديديم كه پدرت چنين كرد و ما نيز بهشيوه او راه پيموديم و از رفتار او پيروى كرديم. پس در آنچه درست مىپندارى، [نخست] پدرت را سرزنش كن؛ يا [اگر چنين نمىكنى، ما را] وا گذار. درود بر هر كه باز گردد و از گمگشتىاش به راه آيد و توبه ورزد!