دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٤ - حكمت پاسخهاى امام به معاويه
عمر و ابو بكر نيز قائل بودند.[١]
٣. طعن زدن به فراگيرىِ بيعت امّت با امام
از مقدّمه اين فصل، آشكار شد كه يكى از نقاط قوّت برجسته در آغاز حكومت امام ٧، گستردگىِ دامنه بيعت عموم مردم با وى بود؛ چرا كه هيچ يك از خلفاى پيشين را چنين بيعت فراگيرى دست نداده بود. معاويه بر آن بود كه از رهگذر نبرد تبليغاتى، به اين نقطه قوّت و دستاورد، آسيب رسانَد و چنين وانمود كند كه پيمان نسپردن شاميان با امام ٧، نشاندهنده مشروع نبودن خلافت اوست.
٤. خدشه وارد ساختن به قداست امام، نزد عواطف عمومى
معاويه كاملًا آگاه بود كه على ٧ از پشتوانهاى پُربَها و پيشينهاى روشن در ديندارى بهرهمند است و از اين رو، نمىتواند با او رويارويى كند، مگر آنكه قداستش را نزد افكار عمومى در هم كوبد و حريمش را در پيشگاه عواطف مردم بشكند؛ آن هم از طريق كارى تبليغاتى و انبوه با كارگزارىِ عناصر گمراهكننده و فريبكار! نامهنگارىهاى وى با امام ٧ نيز تنها گامى در همين مسير بود كه بعدا با دشنامدهى به امام ٧ بر منابر، در هم پيوست.
حكمت پاسخهاى امام به معاويه
اينك مىپرسيم: اگر امام ٧ در اين نبرد تبليغاتى عقب مىنشست، چه مىشد؟ اگر همان گونه كه ابن ابى الحديد پنداشته وى باب نامهنگارى با معاويه را نمىگشود، چه رخ مىداد؟ اگر در همين سطح، گفتار و نقشههاى معاويه را ناديده مىگرفت و بى پاسخ مىنهاد، چه پيش مىآمد؟ آيا مثلًا معاويه سكوت مىگزيد و از نبرد تبليغاتى ويرانگر بر ضدّ امام ٧ دست مىكشيد؟
[١]. شرح نهج البلاغة: ج ١٥ ص ١٨٤.