دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧ - ٥/ ٦ يارى جستن از مكه و مدينه
مصرى به وى ببخش، كه با همين از تو خشنود خواهد شد.
و در كار ناتل بن قيس بينديش. به جانم سوگند كه او دردِ دين ندارد و تنها همان را مىخواهد كه به آن دست يافته است. پس نامهاى به وى بنويس و آن اموال را به وى وا گذار و بِدان، تهنيتش گو. اگر بر او قدرت يافتى [بسا بهتر]؛ و اگر نيافتى، از او اندوه به دل راه مده! پس تيزىِ شمشير و نيرومندىات را براى كسى نگاه دار كه خونِ پسر عمويت (عثمان) در عهده اوست.
٢٤١٥. مروج الذّهب: معاويه به دليل مشغول بودنش به على ٧، با امپراتور روم، با اموالى كه به سوى وى روانه كرد، پيمان سازش بست.
٥/ ٦
يارى جُستن از مكّه و مدينه
٢٤١٦. وقعة صِفّين به نقل از صالح بن صدقه: آن گاه كه معاويه خواست به سوى صفّين حركت كند، به عمرو بن عاص گفت: انديشيدهام كه نامهاى به مردم مكّه و مدينه بفرستيم و در آن، ماجراى عثمان را به يادشان آوريم تا يا به يارى ما آيند و يا بر جايشان بنشينند.
عمرو گفت: جز اين نيست كه ما به سه كس نامه مىدهيم: يكى آن كه از على خشنود است، كه بدينسان بر بينايىاش افزوده مىشود؛ ديگر آن كه هوادار عثمان است، كه ما چيزى بر او نمىافزاييم؛ و سوم آن كه كناره گزيده، كه در نگاه او تو بيش از على قابل اعتماد نيستى.
[معاويه] گفت: بايد اين كار را بكنم.
پس نوشتند: امّا بعد؛ هر چه از ما پنهان بماند، اين [حقيقت] پنهان نماناد كه عثمان را على كشته است. دليل اين امر، جايگاهِ كُشندگانِ عثمان نزد على است. جز اين نيست كه ما خونخواه اوييم، تا آنگاه كه كشندگانش را به ما وا سپارند و بر پايه كتاب خدا قصاصشان كنيم. پس اگر على آنان را به ما وا نهد، از او دست مىكشيم و خلافت را به رسم عمر بن خطّاب، به شورا ميان مسلمانان وا مىنهيم. و امّا خلافت؛ ما طالب آن نيستيم. پس در خونخواهى عثمان، ما را يارى دهيد و از سرزمين خويش برخيزيد كه اگر بر يك امر همدست شويم، على از ادامه راهى كه در آن است، پروا خواهد كرد.