دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩ - ٦/ ٥ سلطه ناكثين بر بصره با حيله
بازارها و راهها متعرّض ديگرى نشوند و دارالحكومه، بيت المال و مسجد، در اختيار عثمان بن حنيف باشد و طلحه و زبير و همراهانشان به هر كجا كه خواستند، بروند. سپس دو طرفِ مخاصمه بازگشتند و سلاح بر زمين گذاشتند.
طلحه و زبير با يكديگر به گفتگو نشستند. طلحه گفت: به خدا سوگند، اگر على وارد بصره گردد، گردن ما را خواهد زد. از اين رو، تصميم گرفتند بر عثمان بن حنيف به گونهاى كه متوجّه نشود، شبيخون بزنند و يارانشان نيز بر اين تصميم توافق كردند تا اين كه در شبى تاريك و توفانى بر عثمان بن حنيفْ وارد شدند. او در حال خواندن نماز عشا با مردم بود. وى را به شدّت، زير لگد گرفتند و موهاى ريش و سبيل وى را كَندند.
عثمان به طلحه و زبير گفت: [برادرم] سهل، در شهر مدينه زنده است. به خدا سوگند، اگر خارى بر من بخَلَد، او به روى خاندان شما شمشير خواهد كشيد و مخاطبش طلحه و زبير بودند. در اين هنگام، آنان از شكنجه كردن او دست برداشتند و زندانىاش كردند.
طلحه و زبير، گروهى را به سركردگى عبد اللّه بن زبير به سمت بيت المال فرستادند كه بر آن، چهل مرد و به قولى چهارصد تن از مردم سِنْد (از سياهان هند) گمارده بودند. نگهبانان از واگذارى بيت المال، پيش از آمدن على ٧ سر باز زدند. [مهاجمان،] نگهبانان و رئيسشان، ابوسلمه زُطّى را كه بندهاى نيكوكار بود به قتل رساندند.
٢١٧١. الإمامة والسياسة: گزارش كردهاند كه چون ميان دو طرف (بصريان و جَمليان) اختلاف شد، بر اين مصالحه كردند كه دارالحكومه، مسجد و بيت المال، زير نظر عثمان بن حنيف باشد و ياران عثمان، هر كجا كه خواستند، بروند و نيز طلحه و زبير و همراهانشان هر كجا كه خواستند، اقامت كنند تا على ٧ از راه برسد. آن گاه اگر بر قول حقْ اتّحاد كردند، همه در آنچه مردم پذيرفتهاند، داخل گردند و اگر اختلاف شد، هر گروه به دنبال خواستههاى خود رود و بر اين [عهدنامه]، پيمان و ميثاق الهى، ذمّه پيامبر ٦ و گواهانى را از دو طرف به گواهى گرفتند.
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، جلد ٥، ص١٠٠
فَانصَرَفَ عُثمانُ، فَدَخَلَ دارَ الإِمارَةِ، و أمَرَ أصحابَهُ أن يَلحَقوا بِمَنازِلِهِم، ويَضَعوا سِلاحَهُم، وَافتَرَقَ النّاسُ ... فَمَكَثَ عُثمانُ بنُ حُنَيفٍ فِي الدّارِ أيّاما، ثُمَّ إنَّ طَلحَةَ وَالزُّبَيرَ ومَروانَ بنَ الحَكَمِ أتَوهُ نِصفَ اللَّيلِ في جَماعَةٍ مَعَهُم في لَيلَةٍ مُظلِمَةٍ سَوداءَ مَطيرَةٍ وعُثمانُ نائِمٌ، فَقَتَلوا أربَعينَ رَجُلًا مِنَ الحَرَسِ، فَخَرَجَ عُثمانُ بنُ حُنَيفٍ، فَشَدَّ عَلَيهِ مَروانُ فَأسَرَهُ، وقَتَلَ أصحابَهُ.[١]
٢١٧٢. الجمل في ذِكرِ ماحَدَثَ بَعدَ مُصالَحَةِ عُثمانَ بنِ حُنَيفٍ و أصحابِ الجَمَلِ: طَلَبَ طَلحَةُ وَالزُّبَيرُ غَدرَتَهُ، حَتّى كانَت لَيلَةٌ مُظلِمَةٌ ذاتُ رِياحٍ، فَخَرَجَ طَلحَةُ وَالزُّبَيرُ و أصحابُهُما حَتّى أتَوا دارَ الإِمارَةِ وعُثمانُ بنُ حُنَيفٍ غافِلٌ عَنهُم، وعَلَى البابِ السَّبابِجَةُ يَحرُسونَ بُيوتَ الأَموالِ وكانوا قَوما مِنَ الزُّطِّ[٢] قَدِ استَبصَروا و أكَلَ السُّجودُ جِباهَهُم، وَائتَمَنَهُم عُثمانُ عَلى بَيتِ المالِ ودارِ الإِمارَةِ فَأَكَبَّ عَلَيهِمُ القَومُ و أخَذوهُم مِن أربعِ جَوانِبِهِم، ووَضَعوا فِيهِمُ السَّيفَ، فَقَتَلوا مِنهُم أربَعينَ رَجُلًا صَبرا! يَتَوَلّى مِنهُم ذلِكَ الزُّبَيرُ خاصَّةً، ثُمَّ هَجَموا عَلى عُثمانَ فَأَوثَقوهُ رِباطا، وعَمَدوا إلى لِحيَتِهِ وكانَ شَيخا كَثَّ اللِّحَيةِ فَنَتَفوها حَتّى لَم يَبقَ مِنها شَيءٌ ولا شَعرَةٌ واحِدَةٌ! وقالَ طَلحَةُ: عَذِّبُوا الفاسِقَ، وَانتِفوا شَعرَ حاجِبَيهِ، و أشفارَ عَينَيهِ، و أوثِقوهُ بِالحَديدِ![٣]
راجع: تاريخ الطبري: ج ٤ ص ٤٦٩، الكامل في التاريخ: ج ٢ ص ٣١٩، مروج الذهب: ج ٢ ص ٣٦٧، أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٢٦، الإمامة والسياسة: ج ١ ص ٨٨، تاريخ اليعقوبي: ج ٢ ص ١٨١.
[١]. الإمامة والسياسة: ج ١ ص ٨٨.
[٢]. الزُّطّ: جنس من السودان والهنود( النهاية: ج ٢ ص ٣٠٢« زطا»).
[٣]. الجمل: ص ٢٨١.