دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ٤/ ٢ سخنرانى امام به هنگام دريافت گزارش ناكثين
و زبير، بيعت را شكستهاند و پيمان را نقض كردهاند. آنها عايشه را از خانهاش بيرون كشيدهاند و براى به پا كردن فتنه و ريختن خون اهل قبله، قصد رفتن به بصره را دارند».
آنگاه، دستانش را به سوى آسمانْ بلند كرد و گفت: «بار خدايا! اين دو مرد بر من ستم كردند و عهد مرا شكستند و پيمان مرا نقض كردند و بدون آن كه حقّى داشته باشند، بر من جفا كردند. بار خدايا! آنان را به خاطر ستمى كه بر من كردند، بگير و بر آنان پيروزم گردان و مرا بر آنان يارى فرما!».
٢١٢٩. امام على ٧ آن گاه كه به وى پيشنهاد شد كه طلحه و زبير را تعقيب نكند و درصدد جنگ با آنان نباشد: به خدا سوگند، چون كفتار نخواهم بود كه با ضرباهنگ مداوم و آرام، به خواب رود تا جويندهاش به وى رسد و شكارچىاش او را فريب دهد؛ بلكه من همواره به كمك حقجويان با حقگريزان مىجنگم و به كمك شنونده مطيع با نافرمانِ شكّاك، ستيز مىكنم تا اجلم فرا رسد. به خدا سوگند، از آن زمان كه خداوند پيامبرش را قبض روح كرد تا امروز، هميشه از حقّ خود بر كنار بودهام [و ديگران] بر من مقدّم بودهاند.
٤/ ٢
سخنرانى امام به هنگام دريافت گزارش ناكثين
٢١٣٠. امام على ٧ از سخنرانى او به هنگامى كه گزارش بيعتشكنى به وى رسيد: بدانيد كه شيطان، گروهش را برانگيخته است و لشكر خويش را از هر سو فرا خوانده تا ستم در زادگاهش برقرار باشد و باطل در جايگاهش پايدار مانَد. به خدا سوگند، از من زشتى نديدند و ميان من و خودشان منصفانه رفتار نكردند.
آنان، حقّى را مىجويند كه خودْ آن را به كنار نهادند، و خونخواهى كسى را مىكنند كه خودْ خونش را ريختند. اگر در اين كار، با آنان شريك بودهام، آنان را هم سهمى است، و اگر بدون من دست به اين كار زدهاند، پيامدش نيز بر عهده خودشان است.