دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - ٤/ ١٥ ديگر نامههاى امام به معاويه
ما منّت مىنهادند؛ امّا اين امر، حكم پروردگار است كه از رهگذر بيان پيامبرِ راستگوى تأييد شده، آن را بر ما منّت نهاده است و هر كه پس از شناخت آن و [اقامه شدن] دليل روشن، در آن ترديد ورزد، به رستگارى نمىرسد. بار خدايا! ميان ما و دشمنان ما، به حق داورى كن كه تو بهترينِ داورانى!
٤/ ١٤
پاسخِ بس بىشرمانه معاويه
٢٣٩٧. وقعة صِفّين: معاويه به امام ٧ نوشت:
از معاوية بن ابى سفيان به على بن ابىطالب.
امّا بعد؛ پس حسدورزى را فرو بگذار، كه ديرگاهى است از آن سودى نبردهاى؛ و پيشينه مسلمانى خود را با تكبّر آزمندانهات تباه نكن، كه [ارزشِ] كارها به فرجامِ آنهاست؛ و سابقهات را [با تصرّف] در حقّ كسى كه تو را در حقّ او استحقاقى نيست، محو مساز، كه اگر چنين كنى، تنها به خويشتن زيان مىرسانى و عمل خود را تباه مىكنى و حجّت خويش را باطل مىسازى.
به جانم سوگند كه همه پيشينه تو چنان است كه محو شده باشد، بس كه در خونريزى جسارت ورزيدهاى و با حقمداران مخالفت كردهاى. پس سوره فلق را بخوان و از شرّ نفس به خداوند پناه جو، كه تويى همان حسدورزى كه حسد مىورزد.
٤/ ١٥
ديگر نامههاى امام به معاويه
٢٣٩٨. امام على ٧ برگرفته نامه او به معاويه: در آنچه نزد توست، خداى را پروا كن و در حقّ او بر خويش بينديشو بهشناختِ آنچه براى نشناختنش بهانهاى ندارى، باز گرد كه براى پيروى، نشانههايى آشكار و راههايى روشن و جادهاىراست و پايانى دلخواهاست كه هوشمندان، در آن وارد مىشوند و بخت برگشتگان، از آن سرباز مىزنند. هر كس از