دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩ - ٤/ ١ مشورت امام با يارانش درباره ناكثين
براى ريشهكنى سركشان، ما را بر حقايقى واقف مىسازد.
در اين گفتگو، عبد اللّه بن عبّاس، محمّد بن ابى بكر، عمّار بن ياسر و سهل بن حُنَيف، شركت داشتند. عبد اللّه بن عبّاس پيشنهاد كرد كه على ٧ امّ سلمه را نيز همراه خود سازد.
امام ٧ اين نظر را رد كرد و فرمود: «من صلاح نمىبينم امّ سلمه را از منزلْ بيرون آورم، آنگونه كه طلحه و زبير، عايشه را بيرون آوردند».
چرا چنين كرد؟ زيرا او تنها به حق مىانديشيد، نه پيروزى به هر طريقى كه باشد.
٢١٢٧. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد و طلحه: على ٧ براى قيس بن سعد، عثمان بن حُنَيف و ابو موسى نامه نوشت كه مردم را براى جنگ با شام، روانه سازند و خود به آمادهسازى و فراهم آوردن ابزار جنگ پرداخت. ايشان براى مردم مدينه سخنرانى كرد و آنان را به برخاستن براى جنگ با تفرقهاندازان فرا خواند و فرمود: «... براى جنگ با گروهى كه مىخواهند اتّحاد و همبستگى شما را به تفرقه كشانند، به پا خيزيد. اميد است كه خداوند به واسطه شما، آنچه را ديگران تباه كردهاند، سامان بخشد و شما بتوانيد آنچه را بر عهدهتان است، به جاى آوريد».
در اين ميان كه مردم در حال آماده شدن [براى نبرد با معاويه] بودند، از اهل مكّه خبر ديگرى آمد كه آنان به مخالفت برخاستهاند. امام على ٧ با شنيدن اين خبر، در ميان مردم ايستاد و فرمود: «... بدانيد كه طلحه و زبير و امّ المؤمنين (عايشه)، بر ناخشنودى از حكومت من، همداستان شدهاند و مردم را براى اصلاحْ فرا خواندهاند و من تا زمانى كه از وحدت شما اطمينان داشته باشم، مقاومت مىكنم و اگر آنان دست بردارند، من هم دست برمىدارم و با آنان كارى ندارم و به همان گزارشهايى كه از آنان به من مىرسد، اكتفا مىكنم».
٢١٢٨. الجمل: وقتى گروهى [از مردم] بر مخالفت با اميرمؤمنانْ يكسخن و آماده حركت به سمت بصره شدند و خبرش به او رسيد و نامهاى به او رسيد كه از آن گروهگزارش مىداد، ابن عبّاس، محمّد بن ابى بكر، عمّار بن ياسر و سهل بن حنيف را فرا خواند و آنان را از نامه و حركت آن گروه به سوى بصره، آگاه ساخت.