دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ٧/ ٤ پيروى از حق به هنگام برپا شدن آن
وقتى على ٧ به سرزمين اساوِد[١] رسيد، از سرنوشت حُكَيم بن جَبَله و قاتلان عثمان [بن عفّان] خبر يافت و فرمود: «اللّه اكبر! اينك كه طلحه و زبير انتقام خود را گرفتهاند، چه چيز مرا از دست آنان نجات مىبخشد؟ يا آنها را [از من] نجات مىدهد؟».
سپس اين آيه را تلاوت كرد: « «هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفْسهاى شما نرسد، مگر آن كه پيش از آن كه آن را پديد آوريم، در كتابى است»». و اين بيت را خواند:
حُكَيم [بن جبله]، چونان فردى مصمّم، دعوت كرد
و اين دعوت، او را به مرحله جان باختن كشانْد.
و چون به منطقه ذو قار رسيدند، عثمان بن حنيف، در حالى نزد او آمد كه مو بر صورت نداشت. وقتى على ٧ او را ديد، رو به يارانش كرده و فرمود: «اين مرد، پير از پيش ما رفت و جوانْ نزد ما بازگشت!».
٢١٨٦. الجمل: عثمان بن حنيف [از بصره] بيرون آمد تا در منطقه ذوقار به اميرمؤمنان رسيد. وقتى امير مؤمنان به وى نگاه كرد و ديد كه جمليانْ او را شكنجه دادهاند، با گريه فرمود:
«اىعثمان! من تو را پيرمردى با ريش فرستادمو اينك، تو را به شكل جوانى بىمو به من بازگرداندهاند. بار خدايا! تو مىدانى كه آنان بر تو گستاخى كردند و حرمتهايت را شكستند. بارخدايا! در برابر هر يك از پيروان من كه كشتهاند، آنان را بكش، و به خاطر آنچه با جانشين من [در بصره] كردند، عذاب را به زودى بر آنان بفرست!».
٧/ ٤
پيروى از حق به هنگام برپا شدن آن
٢١٨٧. نهج البلاغة از گفتگوهاى على ٧ است درباره لزوم پيروى از حق، به هنگامى كه حجّت و برهان بر پا شود، و على ٧ اين سخنان را هنگامى كه به بصره نزديك شد تا موضع خود (با اصحاب جمل) را بيان دارد و شبهه را از ذهن بصريانْ دور كند، با عربى در ميان گذارد
[١]. آبگاهى در سمت چپ راه مكّه به كوفه( معجم البلدان: ج ١ ص ١٧١).