دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٢/ ٢ ٦ اعتراف عمرو به حقانيت امام على
ابن عبّاس گفت: زيرا تو از انسانهاى پست و فاسدى، و قريشيان، بزرگوار و نيكاند و باطلى را كه دربارهاش اطّلاعى ندارند، بر زبان نمىرانند، و حقّى راكه مىدانند، كتمان نمىكنند. قريش، برترينِ مردم در عقل و خِرَدند و بلندْ رايتترين مردماند.
تو وارد قريش شدهاى؛ ولى از آنان نيستى. تو از ميان دو بستر به دنيا آمدى. نه مركَبت در بنىهاشم است و نه قافلهات در فرزندان عبد شمس، و تو همان گناهكارِ فرومايهاى، گمراهِ گمراهكننده! معاويه تو را بر گُرده مردم، سوار كرد و تو با تدبيرهاى او بزرگى مىكنى و با عطابخشى او آقايى مىكنى.
٢/ ٢ ـ ٥
حكومت عمرو در دوران عُمَر
٢٣٥١. الأنساب: عمروبن عاص ... از مردمان زيرك بود. پيامبر خدا او را فرمانده سپاه ذاتُ السَّلاسِل نمود، با اين كه ابو بكر و عمر [هم در آن سپاه]، حضور داشتند. پس از آن، عمر، او را فرمانده سپاهى در شام نمود. او بيت المقدّس و چندين شهر فلسطين را فتح كرد.
٢٣٥٢. النجوم الزاهرة به نقل از ليث بن سعد: عُمَر به [ابو عبد اللّه] عمرو بن عاص كه راه مىرفت، نگاه كرد و گفت: سزاوار نيست ابو عبد اللّه بر زمينْ گام نهد، جز آن كه امير باشد.
٢/ ٢ ـ ٦
اعتراف عمرو به حقانيّت امام على ٧
٢٣٥٣. العزلة به نقل از عمرو بن دينار: كسى كه در جنگ صفّين از عمرو بن عاص شنيده بود كه با پسرش سخن مىگفت، به من خبر داد كه او گفت: فرزندم! درست بنگر كه على را كجا مىبينى؟
گفت: او را در ميان سياهىِ گروه نيزهداران مىبينم كه دستارى سپيد بر سر دارد.