دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٨/ ١ نامههاى امام به سران فتنه
امام على ٧ در اين نامهها و گفتگوها، از شخصيت خود، پرده برداشت و بزرگى منزلت خويش را روشن ساخت و از مسائل پيشين كه شعلههاى جنگ از آنها افروخته شده بود نقاب بركشيد و بار ديگر از كشته شدن عثمان و چگونگى آن، با دقّت تمام، سخن گفت و از ابعاد آن حادثه پرده برداشت و راه چنگ زدن به بهانههاى سُست را بر فتنهانگيزان بست.
وقتى هم كه اين روشنگرىها را بىنتيجه يافت و هر دو گروه براى پيكار مهيّا شدند، يارانش را به خويشتندارى و حفظ آرامش، سفارش نمود و فرمود: «شتاب مكنيد تا نزد آنان عذرى داشته باشم».
سپس به سوى آنان رفت و بر آنان احتجاج كرد؛ ولى پاسخى دريافت نكرد.
پس از اين همه، ابن عبّاس را براى بارِ دوم، جهت آخرين گفتگو به سوى آنان فرستاد تا شايد آنان را از جنگ باز دارد تا خون مسلمانان ريخته نشود؛ ولى بر گوشهاى آنان مُهر زده شده بود و به سخن فرستاده امام ٧ گوش ندادند، چنان كه پيش از آن نيز چنين كرده بودند. در اين كار، بيشترين نقش را عايشه و عبد اللّه بن زبير بازى كردند.
٨/ ١
نامههاى امام به سران فتنه
٢١٩١. الأخبار الطوال: على ٧ سه روز صبر كرد و نمايندگانش را به سوى مردم بصره [كه در پى جمليان رفته بودند] مىفرستاد و آنان را به بازگشت به اطاعت خويش و همراهى با جمعيت مسلمانانْ فرا مىخواند؛ ولى از آنان پاسخى دريافت نكرد.
٢١٩٢. الجمل: وقتى اميرمؤمنان از ذو قار حركت كرد، صعصعة بن صوحان را با نامهاى نزد طلحه، زبير و عايشه فرستاد [و در آن]، حرمت اسلام را برايشان بزرگ شمرد و آنان را از عاقبت كارهايى كه مىكنند، ترساند و زشتى كارهايى را كه مرتكب شدند (كارهايى مثل: كشتن مسلمانان و آنچه با صحابى پيامبر ٦، عثمان بن حنيف انجام داده بودند و كشتن مسلمانان با شكنجه) به آنان گوشزد كرد، آنان را موعظه نمود و به اطاعت، فرا خواند.