دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧ - ٦/ ٢ مخالفت حاكم بصره با بيرون راندن ناكثين
٦/ ٢
مخالفت حاكم بصره با بيرون راندن ناكثين
٢١٦٣. شرح نهج البلاغة به نقل از ابن عبّاس: زبير و طلحه با شتابْ عايشه را حركت دادند تا به حوضچههاى ابوموسى اشعرى در نزديكى بصره رسيدند و براى عثمان بن حنيف انصارى كه كارگزار على ٧ در بصره بود نامه نوشتند كه دارالحكومه را براى ما خالى كن.
وقتى نامه آنها به وى رسيد، سراغ احنف بن قيس فرستاد و گفت: اين گروه بر ما وارد شدهاند و همسر پيامبر خدا، همراه آنان است و مردم به سرعت به سمت او مىروند، چنان كه مىبينى.
احنف گفت: آنان همسر پيامبر ٦ را براى خونخواهى عثمان آوردهاند و آنان، همان كسانىاند كه مردم را بر عثمان شوراندند و خونش را ريختند. بهخدا سوگند، چنين مىبينم كه آنان دست نمىكشند تا آن كه ميان ما دشمنى افكنند و خونهاى ما را بريزند. به خدا سوگند، گمان مىكنم به زودى از تو چيزهايى مىخواهند كه به عهده تو و در اختيار تو نيست. اگر با كسانى كه از بصريان در فرمان دارى، آماده پيكار با آنان نباشى [فرصت از دست مىرود]؛ زيرا كه امروز، تو حكمران بر آنانى و فرمان تو در ميان آنان، مُطاع است. پس همراه مردم به سوى آنان حركت كن و بر آنان سبقتگير، پيش از آن كه با تو در يك خانه قرار گيرند؛ چرا كه مردم، از آنان بيشتر اطاعت خواهند كرد.
عثمان بن حنيف گفت: رأى درست، رأى توست؛ ولى من ستيز و شروع كردن به آن را خوش نمىدارم و اميد به عافيت و صلح دارم تا اين كه نامه و رأى اميرمؤمنان به من برسد و طبق آن عمل كنم.
پساز احنف، حُكَيم بنجَبَله عبدىاز قبيله بنىعمرو بن وديعه، نزد عثمان بن حنيف آمد و نامه طلحه و زبير را برايش خواند. حكيم بن جبله نيز مانند احنف بن قيس با او سخن گفت و عثمان بن حنيف، همان پاسخى را كه به احنف داده بود، به او هم داد.
حُكَيم به وى گفت: اجازه بده به همراه مردم، به سوى آنان حركت كنم. اگر به اطاعت اميرمؤمنانْ تن دادند [كه هيچ]؛ وگرنه تمامى آنان را مىرانم.