دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٥ - ٧/ ٤ تسلط ياران امام بر آب
صالح بن فيروز كه به دلاورى زبانزد بود ... پس اشتر به نبردِ او آمد ... و با نيزه بر وى يورش برد و هلاكش ساخت و پشتش را دريد و آنگاه به جاى خويش بازگشت.
سپس جنگاورى ديگر از شهسواران شامى به نام مالك بن ادهم سلمانى به ميدانِ اشتر آمد ... پس بر او يورش آورد و چون به وى نزديك شد، اشتر بر روى اسب، خود را كنار كشيد و درپيچيد.
سرنيزه [ى آن مرد شامى] به جنبش درآمد، امّا خطا رفت و به اشتر نخورد. آنگاه، اشتر بر اسب خويش راست نشست و با نيزه بر وى هجوم آورد ... و هلاكش كرد. سپس شهسوارى ديگر به نام رياح بن عتيك پيش آمد ... اشتر روى به جانب او نهاد ... و بر وى هجوم برد و به قتلش رسانيد.
آنگاه، ديگر تكْسوارى با نام ابراهيمبن وضّاح به نبردِ اشتر آمد ... اشتر به ميدانِ وى رفت ... و او را كشت.
از آن پس، شهسوارى ديگر به نام زامل بن عتيك حِزامى كه از پرچمداران بود، پيش آمد و به اشتر يورش آورد ... و نيزهاش را بر جايى از زره او فرو بُرد و از اسبش فرو افكند، ولى نتوانست او را بكشد. سپس اشتر، پياده به او حمله بُرد و اسبش را به شمشير پِى كرد ... و در حالى كه هر دو پياده بودند، وى را با شمشير بزد.
سپس سوارى به نام اجْلَح، از نامآوران و شهسواران عرب، سوار بر اسبى به اسم «لاحق»، به سوى اشتر يورش آورد. هنگامى كه اشتر به سويش رفت، اجلح را هماورد شدن با وى ناخوش آمد، امّا شرم ورزيد كه بازگردد. پس به سوى اشتر رفت ... و اشتر به او هجوم برد ... و او را بزد.
آنگاه، محمّد بن روضه كه به عراقيان سخت ضربه زده بود، به ميدانِ اشتر آمد. اشتر بر او حمله برد ... سپس او را بزد و بكشت.