دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - ٢/ ٢ ٢ سخن امام على
به مادرش گفته شد: نسب ابو سفيان كه برتر است. گفت:
ولى عاص بن وائل، خوب خرج مىكند و ابو سفيان، بخيل و چشمْ تنگ است.
٢/ ٢ ـ ٢
سخن امام على ٧ درباره ويژگىهاى عمرو
٢٣٤٥. امام على ٧ از نامهاش به عمرو بن عاص: به درستى كه تو دينت را پيروِ دنياى كسى قرار دادهاى كه گمراهىاش آشكار است، پردههايش دريده است، انسانهاى بزرگوار، در مجلس او سرافكنده مىشوند و معاشرتش، انسانهاى بردبار را كودن مىسازد. تو دنبالهروِ او شدى و در پى پسْمانده او رفتى، مانند سگى كه به دنبال شير مىرود و به چنگالهايش پناه مىبَرَد و انتظار مىكشد تا پسمانده شكار او به سويش افكنده شود.
دنيا و آخرتت را از ميان بُردى. اگر به حقْ چنگ مىزدى، به آنچه مىجويى، مىرسيدى. اگر خداوندْ مرا بر تو و پسر ابو سفيانْ قدرت بخشد، به آنچه كردهايد، كيفرتان خواهم كرد، و اگر به شما دسترس نبود و شما [پس از من] باقى مانديد، آنچه در پيش روى شماست، برايتان بسيار بدتر است. والسلام!
٢٣٤٦. امام على ٧: شگفتا از پسر آن زن بدنام! در برابر شاميان، ادّعا كرده كه من شوخ طبعم و مردى بازى پيشهام كه كارها را از سرِ شوخى مىگذرانم؛ ولى او سخنى باطل بر زبان رانده و گناهكارانه سخن گفته است.
بدانيد كه بدترين سخن، دروغ است. او سخن مىگويد، ولى دروغ مىگويد؛ وعده مىدهد، ولى خُلف وعده مىكند؛ از او تقاضا مىشود، ولى بُخل مىورزد؛ وقتى خودْ چيزى را مىخواهد، اصرار مىكند؛ در پيمانها خيانت مىورزد و پيوند