دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ١٠/ ١٣ سرزنش اهل بصره از سوى امام
اى اهل بصره! شما بدترينِ آفريدگانِ خداونديد. زمين شما به آب، نزديك است و از آسمان، دور. سبُك مغزيد و پست آرزو. شمشيرهايتان را بيرون كشيديد و خونتان را ريختيد و با پيشوايتان مخالفت كرديد. پس شما خوراكِ خورندههاييد و شكار درندگان، كه آتش براى شما ذخيره شده و ننگ براى شما فخر گشته است.
اى مردم بصره! بيعت مرا شكستيد و دشمنانم را عليه من پشتيبانى كرديد. اينك اى بصريان! چه گمان داريد؟».
٢٢٩٦. الأخبار الطوال: على ٧ وارد بصره شد و به مسجد بزرگ شهر، در آمد. مردم، نزد او گِرد آمدند. بر فراز منبر شد، خداوند را ستود و ثنا گفت و بر پيامبر ٦ درود فرستاد. سپس فرمود:
«امّا بعد؛ به راستى كه خداوند، داراى رحمتى گسترده و كيفرى دردناك است. اى بصريان! نسبت به من، چه گمان داريد؟ اى لشكريان زن! و اى پيروان چارپا! [آن حيوانْ] صدا كرد و شما پيكار كرديد، و [چون] پِى شد، گريختيد. خُلق و خوى شما سبُك [و بىمايه] است، و پيمان شما تفرقه، و آبتان تلخ. زمينتان به آبْ، نزديك است و از آسمان، دور. به خدا سوگند، روزى بر اين [شهر] خواهد گذشت كه از آن جز كنگره مسجدها مانند سينه كشتى در دريا چيزِ ديگرى ديده نشود. به خانههاى خود بازگرديد».
آن گاه از منبر، پايين آمد و به لشكرگاه خود بازگشت.
٢٢٩٧. امام على ٧ در نكوهش مردم بصره، پس از جنگ جمل: شما سربازان زن و پيروان چارپا بوديد. صدا كرد، پاسخ گفتيد، و پِى شد، پس فرار كرديد. خلق و خوى شما سبُك است، و پيمان شما تفرقه، و دينتان دورويى، و آب شما تلخ. آن كه در ميان