دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ٦/ ٨ كشتن مخالفان
٦/ ٧
بيدار شدن ابو بكره، هنگام امر و نهى كردن عايشه
٢١٧٥. صحيح البخارى به نقل از ابو بكره[١]: خداوند، مرا با جملهاى در ايّام جنگ جَمَل، فايده رسانْد. چون به پيامبر ٦ خبر رسيد كه ايرانيان، دختر كسرا را به حكومت نشاندهاند، فرمود: «گروهى كه حكومتشان را به زنى بسپارند، هرگز به راه نجات، رهنمون نخواهند شد».
٢١٧٦. المستدرك علىالصحيحين بهنقل از ابو بكره: چون روز جنگ جَمَل فرا رسيد، خواستم نزد آنان بروم و به همراهشان پيكار كنم كه سخنى را كه از پيامبر خدا شنيده بودم، به ياد آوردم. هنگامى كه به پيامبر خدا خبر رسيد كه كسرا (يا يكى از پادشاهان كشورهاى غير عرب) از دنيا رفته و حكومت را به زنى سپردهاند، فرمود: «گروهى كه زنى بر آنان حكومت كند، به راه نجات، رهنمون نخواهند شد».
٦/ ٨
كشتن مخالفان
٢١٧٧. تاريخ الطبرى به نقل از زُهْرى: طلحه و زبير براى سخنرانى به پا خاستند و گفتند: اى مردم بصره! از گناه خويش توبه مىكنيم! ما خواستيم امير المؤمنينْ عثمان [از راهى كه در پيش گرفته بود]، بازگردد و قصد كشتنش را نداشتيم؛ ولى مردمان نادان بر خردمندانْ غلبه كردند و او را كُشتند.
[١]. ابو بكره، كسى است كه احنف بن قيس را به گوشهگيرى تشويق كرد و او را از اين كه در كنار امام على ٧ باشد، برحذر داشت و به اين حديث نبوى استناد كرد:« هرگاه دو گروه از مسلمانان با شمشير رو در رو شدند، هر دو اهل آتشاند»( صحيح البخارى: ج ٦ ص ٢٥٩٤ ح ٦٧٢). البته ميل شخصى او يارى دادن عايشه بود؛ ولى پس از شنيدن اين حديث، از هر دو گروه، كناره گرفت.
ابن حجر از ابن التين نقل كند كه سخن ابو بكره، دلالت مىكند كه اگر عايشه نبود، او با طلحه و زبير همراه مىشد؛ زيرا اگر برايش خطاى طلحه و زبير روشن مىشد، با على ٧ همراه مىشد( فتح البارى: ج ١٣ ص ٥٦).