دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣ - ٨/ ٣ احتجاجهايى با عايشه
خليفهاى، و جمع سه نفرهاى است و جدايى يك نفرهاى، و مادرى نيكوكار و رايزنى با بستگان، و باز شدن مُصحفها. آنچه را تو حلال مىشمارى، ما نيز حلال مىشمريم و آنچه را تو حرام مىدانى، ما نيز حرام مىدانيم.
٨/ ٣
احتجاجهايى با عايشه
٢١٩٦. الفتوح: صبحگاهان، على ٧ زيد بن صوحان و عبد اللّه بن عبّاس را فرا خواند و بدانان فرمود: «نزد عايشه برويد و به وى بگوييد: آيا خداوند تبارك و تعالى به تو فرمان نداد كه در خانهات بنشينى؟ با تو حيله كردهاند و تو فريب خوردهاى. تو را به راه انداختند و تو نيز به راه افتادى. از خدايى كه بازگشت و مَعادت به سوى اوست، بترس و به سويش توبه كن كه او توبه را از بندگانش مىپذيرد. مبادا خويشاوندى طلحه و علاقه به عبد اللّه بن زبير، به كارهايى وادارت كند كه به سوى آتش كشانده شوى!».
آن دو نزد عايشه رفتند و پيام على ٧ را به وى رساندند.
عايشه گفت: من چيزى در پاسخ شما نخواهم گفت؛ زيرا مىدانم در برابر استدلالهاى على بن ابى طالب، مرا قدرت پاسخ نيست.
آن دو بازگشتند و جريان را با على ٧ در ميان نهادند.
٢١٩٧. تاريخ الطبرى به نقل از قاسم بن محمّد: جارية بن قُدامه سعدى پيش آمد و گفت: اى امّ المؤمنين! به خدا سوگند، كشته شدن عثمان بن عفّان، سادهتر از بيرون آمدن تو از خانه و سوارشدن بر اين شتر لعنتى و در برابر اسلحهها قرار گرفتن است. تو از جانب خداوند، حرمتى و حجابى داشتى؛ ولى حجاب خود را دريدى و حرمت خويش را شكستى. بهراستى كه هركس جنگ با تو را روا بداند، كشتن تو را هم روا