دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣١ - ٩/ ١٦ سخن امام به هنگام گشتن در اطراف كشتهها
سپس قدرى قدم زد و بر [جنازه] كعب بن سور،[١] گذر كرد و فرمود: «اين، كسى است كه عليه ما قيام كرد و قرآن بر گردن داشت و گمان مىكرد مادرش (عايشه) را يارى مىكند. مردم را به آنچه در قرآن است، فرا مىخواند؛ ولى از آنچه در آن، است، آگاهى نداشت. سپس درصدد پيروزى بود؛ ولى هر جبّار سركشى نااميد مىگردد.[٢] بدانيد كه او از خدا خواست كه خدا مرا بكشد؛ ولى خداوند، او را كُشت. كعب را بنشانيد».
او را نشاندند. اميرمؤمنان فرمود: «اى كعب! من آنچه را خداوندم به من وعده داده بود، يافتم. آيا تو هم حقيقت آنچه را خداوندت به تو وعده كرده بود، يافتى؟».
سپس فرمود: «كعب را به پهلو بخوابانيد».
و بر [جنازه] طلحة بن عبيد اللّه، گذر كرد و فرمود: «اين، آن كسى بود كه بيعت مرا شكست و در ميان امّت، آشوب بهپا كرد و عليه من فرا خواند؛ كسى كه [مردم را] به كشتن من و خاندانم فرا مىخوانْد. طلحه را بنشانيد».
او را نشاندند. اميرمؤمنان فرمود: «اى طلحة بن عبيد اللّه! من آنچه را خداوند به من وعده كرده بود، حق يافتم. آيا تو هم آنچه را خداوند به تو وعده داده بود، حق يافتى؟».
پس فرمود: «طلحه را به پهلو بخوابانيد» و رفت.
يكى از كسانى كه با او بود، گفت: اى اميرمؤمنان! آيا با كعب و طلحه، پس از كشته شدن، سخن مىگويى؟!
فرمود: «آرى. به خدا سوگند، آنان سخن مرا شنيدند، چنان كه جنگ بدر فروافتادگان در چاه، سخن پيامبر خدا را شنيدند».
[١]. كعب بن سور از تيره بنى لَقيط، در جنگ جملْ كشته شد. وى ميان دو گروه، حركت مىكرد و به همراهش قرآن بود و مردم را بدان فرا مىخوانْد. تيرى نابههنگام بر او اصابت كرد و كشته شد. عمر، او را پس از ابو مريم به منصب قضاوت بصره گمارْد( الجرح و التعديل: ج ٧ ص ١٦٢ ش ٩١٢).
[٢]. اشارهاى است به آيه ١٥ از سوره ابراهيم.