دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١ - ٨/ ١٠ ناكام ماندن آخرين تلاشها
كار بود، مىبايست سعد و ابن عمر و محمّد بن مَسلَمه را وادار مىكردم، با اين كه از بيعت، سر باز زدند و كناره گرفتند و من هم آنان را به حال خودشان وا گذاردم».
طلحه گفت: ما در شورا، شش نفر بوديم. دو نفر مُردند و ما سه نفريم كه با تو موافق نيستيم.
على ٧ فرمود: «شما مىتوانستيد پيش از بيعت، رضايت ندهيد؛ امّا اينك حقّى جز آنچه بدان رضايت دادهايد، در كار نيست؛ مگر آن كه كار خلافى [انجام دهم] كه موجب شود از آنچه بر آن بيعت شدهام، بيرون رويد. اگر از من كارى ناپسند سر زده، بازگو كنيد.
شما مادرتان عايشه را از خانه بيرون كشيديد و زنهاى خود را [در خانه] گذاشتيد و اين، بزرگترين كار زشت شماست. آيا پيامبر خدا از اين كار راضى است كه پردهاى را كه او بر عايشه افكنده، بدريد و پرده از وى برگيريد؟».
طلحه گفت: او براى اصلاح آمد.
على ٧ فرمود: «به خدا سوگند، آن زن، به كسى كه كارهايش را اصلاح كند، نيازمندتر است. اى پيرمرد! خيرخواهى را بپذير و به توبه به همراه ننگ، رضايت ده، پيش از آن كه ننگ با آتشْ همراه شود».
٨/ ١٠
ناكام ماندن آخرين تلاشها
٢٢١٤. الجمل: ابن عبّاس مىگويد: [به امير مؤمنان] گفتم: در انتظار چه هستى؟ به خدا سوگند، اين گروه، جز شمشير، چيزى به تو نخواهند داد. پس قبل از آن كه آنان بر تو يورش آورند، تو بر آنان حمله كن.
فرمود: «از خداوند [در اين نبرد] كمك مىخواهيم».
[ابن عبّاس مىگويد:] از جايم حركت نكرده بودم كه تيرهاى آنان، مانند ملخهاى پراكنده به سويم باريد. گفتم: اى امير مؤمنان! نمىبينى اينان چه مىكنند؟ دستور ده تا آنان را عقب برانيم.
فرمود: « [صبر مىكنم] تا اين كه بارِ ديگر نزد آنان عذرى داشته باشم».
سپس فرمود: «كيست كه اين قرآن را بگيرد و آنان را بدان دعوت كند و كشته شود و من، بهشت را نزد خداوند برايش ضمانت كنم؟».