دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦١ - ٧/ ٢ بسته شدن آب بر روى سپاه على
مردگان و كشتگانشان در بهشتاند و مردگان و كشتگانِ دشمنانشان در آتشاند و زندگانشان بر باطل.
٢٤٤١. مُسنَد ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن سَلَمه: در جنگ صفّين، عمّار را ديدم كه پيرى بود كهنسال، با چهره گندمگون و قامتى بلند و در دست لرزانش نيزهاى داشت و مىگفت: سوگند به آن كه جانم به دست اوست، من همدوشِ پيامبر خدا، سه بار عليه [افراد زير] اين پرچم [كه در دست عمرو بن عاص است] جنگيدهام و اين، چهارمين بار است. سوگند به آن كه جانم به دست اوست، اگر ما را چنان بزنند كه به بالا دستِ هَجَر پرتابمان كنند، باز مىدانم كه اصلاحخواهانِ ما بر حقّاند و ايشان در گمراهىاند.
٧/ ٢
بسته شدن آب بر روى سپاه على
٢٤٤٢. الأخبار الطوال: على ٧ پيش آمد تا به مكانِ [نبرد] رسيد. پس به شاميان برخورد كه بر روستا و جاده چنگ انداخته بودند. امام ٧ به سپاهش دستور داد تا نزديك سپاه معاويه فرود آيند. سپس آبكِشندگان و غلامان در مسير آب رهسپار شدند؛ امّا ابو اعور ميان آنان و آب، فاصله انداخت.
اين خبر به على ٧ رسيد. به صَعصَعة بن صُوحان گفت: «نزد معاويه رو و به او بگو: ما به سوى شما روان شدهايم تا پيش از نبرد، حجّت را بر شما تمام كنيم. اگر بپذيريد، سلامت [شما] نزد ما دلخواهتر است. مىبينم كه آب را بر ما بستهاى. اگر تو را خوشايندتر است، ما هدف خويش را وا مىگذاريم و سپاه را رخصت مىدهيم كه بر سر آب بجنگند تا سرانجام هر كه چيره شد، از آن بنوشد».
وليد [به معاويه] گفت: آب را بر ايشان ببند، همانگونه كه آنان آب را بر امير مؤمنان عثمان بستند. تشنهلب هلاكشان كن كه خدايشان بكُشد!