دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٥ - ٥/ ٥ سازش با روم
شاميان به سخن ايستاد و چنين گفت:
اى مردم شام! شما سخن مرا درباره على ناراست مىشمرديد. اكنون حال وى بر شما آشكار گشته است. خداى را سوگند، جز او كسى خليفه شما را نكشته است. اوست كه به قتل او فرمان داد و مردم را بر او شوراند و كشندگانش را پناه داد؛ هماناناند كه سپاهيان و ياران و ياوران اويند و وى ايشان را روانه شهر و ديارتان كرده تا شما را نابود كنند.
اى مردم شام! خدا را، خدا را، درباره عثمان [در نظر بگيريد]! منولىّ عثمان و سزاوارترينكس براىخونخواهى اويم. و همانا خداوند، سرپرست مظلوم را [براى خونخواهىاش] قدرتى بخشيده است. پس خليفه مظلوم خود را يارىكنيد كه آنقوم با او چنانكردند كه مىدانيد و او را ستمكارانه و تجاوزگرانه كشتند. و خداوند فرمان داده است با گروه تجاوزگر نبرد شود تا آنگاه كه به حكم خدا گردن نهند. [اين را بگفت] و از منبر به زير آمد.
ر. ك: ص ٤٧٩ (اهداف معاويه از نبرد تبليغاتى و حكمت پاسخهاى امام).
٥/ ٥
سازش با روم
٢٤١٤. تاريخ الطبرى به نقل از حَرملة بن عمران: شبى به معاويه خبر رسيد كه قيصر با سپاهى قصد او كرده و ناتل بن قيس جذامى بر فلسطين چيره شده، بر بيت المال چنگ افكنده است و مصريانى كه وى به حبس افكنده بود، گريختهاند و على بن ابى طالب با سپاهى قصد او كرده است. نيمشب بود كه معاويه، اذانگوى خويش را خواست و گفت: همين لحظه اذان بده! سپس عمرو ابن عاص نزد وى درآمد و گفت: چرا [قاصد] پىِ من فرستادى؟
گفت: من [قاصدى] پى تو نفرستادم.
گفت: در اين لحظه، مؤذّن جز براى [فرا خواندنِ] من، اذان سر نداده است. گفت: چهار كمان به سوى من نشانه گرفته شده است.
عمرو گفت: امّا آنان كه از زندانت گريختهاند، هر چند از زندان تو بيرون شدهاند، در زندان خداى عز و جل جاى دارند و خوارجى هستند كه مقصد و جايگاهى ندارند. پس به هر كه يكى از آنان را، زنده يا مرده، نزد تو آوَرد، ديهاش را [پاداش] ده. [اگر چنين كنى،] به زودى آنان نزد تو آورده خواهند شد.
و در كار قيصر بينديش: با او پيمانى بنويس و اموال و جامههايى از جامههاى