دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥ - ٣/ ٩ آمادگى امام براى نبرد با معاويه پيش از جنگ جمل
زياد، نزد مردم [مدينه] بازگشت. آنان در انتظار وى بودند. از او پرسيدند: چه خبر؟
زياد گفت: اى قوم، شمشير!
پس دانستند كه على ٧ [با معاويه] چه خواهد كرد.
آن گاه على ٧، محمّد بن حنفيه را فرا خواند و پرچم را به وى داد و عبد اللّه بن عبّاس را به سمت راست سپاه و عمر بن ابى سَلَمه يا عمرو بن سفيان بن عبد الأسد را در سمت چپ آن گماشت و ابو ليلى بن عمر بن جرّاح (برادر ابو عبيده جرّاح) را فرا خواند و به فرماندهى پيشقراولان سپاه گماشت و قُثَم بن عبّاس را در مدينه به جاى خود گمارد و هيچ يك از كسانى را كه بر عثمانْ شوريده بودند، به كار نگرفت.
[على ٧ همچنين] به قيس بن سعد نوشت كه مردم را به سوى شامْ روانه كند [تا در آنجا به وى بپيوندند] و به عثمان بن حنيف و ابو موسى نيز چنين نوشت و خود به تجهيز و آماده كردن [سپاه] پرداخت و براى مردم مدينه، سخنرانى كرد و آنان را به پيكار با جدايىطلبانْ فرا خواند و فرمود:
«به راستى كه خداوند عز و جل، پيامبرى هدايتگر و هدايت شده را با كتابى گويا و فرمانى استوار و روشن فرستاد كه جز اهل هلاكت، از آن، منحرف نمىشوند.
بدعتها و شبههها، مايه هلاكتاند، مگر آن كه خداوندْ محفوظ بدارد و به راستى كه مصونيت كارهاى شما در [سايه] حكومت الهى است. بى هيچ ترديد و اكراه به اطاعت خداوند تَن در دهيد. به خدا سوگند، بايد چنين كنيد [و اگر چنين نكنيد]، خداوند، قدرت اسلام را از ميان شما مىبَرد و هرگز به سوى شما بازنمىگردانَد تا امر [ولايت] به وقتش باز گردد.
به سوى اين گروهى كه مىخواهند اتّحاد شما را پراكنده سازند، به پا خيزيد. باشد كه خداوند به واسطه شما آنچه را مردمان نواحى ديگر به تباهى كشاندند، اصلاح كند و تكليفى را كه بر عهده داريد، انجام دهيد».
در اين حال بودند كه خبر به گونهاى ديگر از مردم مكّه آمد كه همه، دل به مخالفت دادهاند. [امام على ٧] باز به سخن گفتن ايستاد و فرمود:
«به راستى كه خداوند عز و جل براى ستمگر اين امّت، عفو و بخشش قرار داده است و براى كسى كه منحرف نشود و استقامت ورزد، رستگارى و نجات را نهاده است. هر كه از حق به تنگ آيد، به باطل گرايد.