دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١ - ٢/ ١ معاوية بن ابى سفيان
فصل دوم
شخصيّت سران قاسطين
٢/ ١
معاوية بن ابى سفيان
معاويه، بيست سالْ قبل از هجرتْ زاده شد و در سال هشتم هجرى و در زير برق خيره كننده شمشير مجاهدان اسلام، با اكراه و اجبار، تسليم آيين محمّد ٦ شد. او و همگِنانش عنوان «طُلَقاء» گرفتند. در زمان خلافت عمر، به ولايت شام، منصوب شد. او از ابتداى حاكميت، براى خود، حكومتى استبدادى و پادشاهى پديد آورد و صلاى استقلال سرداد. عمر بنا به ملاحظاتى با معاويه كنار مىآمد.[١]
[١]. سعيد ايّوب مىنويسد:« درباره نحوه گزينش عمر و به كارگرفتن برخى كسان، از سوى مردم اعتراضهايى صورت مىگرفت. منقول است كه مردم از شنيدن خبر حكومت يافتن معاويه بر شام، نگران شدند و بر عمر اعتراض كردند و گفتند كه چرا معاويه را بر شام گمارده است.
خليفه در پاسخ گفت:« معاويه را جز به نيكى ياد مكنيد كه من شنيدم پيامبر خدا فرمود:« پروردگارا! او را هدايت كن»( البداية والنهاية: ج ٨ ص ١٢٢). با اين كه معروف است پيامبر خدا براى همه امّت خود دعا مىكرد و خواستار هدايت آنان بود، عجيب اين است كه سند حديث ياد شده، ضعيف است. گرچه ابن كثير كوشيده آن را توجيه و سند آن را به نحوى تأييد و تصحيح كند، حال آن كه اگر اين حديث به نفع اردوگاهى جز اردوگاه معاويه بود، هرگز چنين موضعى نمىگرفت.
از جمله كسانى كه بر اين گزينشگرى عمر اعتراض داشتند، حذيفه را مىتوان نام برد كه به او گفت: تو از مردان بدكار، يارى مىگيرى!
عمر پاسخ داد: من چنين كسانى را به كار مىگيرم تا از توانشان استفاده كنم و خود، مراقب آنان هستم