دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٧ - ٩/ ١٦ سخن امام به هنگام گشتن در اطراف كشتهها
شمشير جانهاى ما را از زيد و هند خُنَكا بخشيد
و نيز از دو چشم عَدى بن حاتم.
براى آنان، يك روز تا تمام شب
در برابر سختى پيكانها و تيزى شمشيرها شكيبايى كرديم.
ر. ك: ص ٢١٣ (تداوم نبرد به رهبرى عايشه).
٩/ ١٦
سخن امام به هنگام گشتن در اطراف كشتهها
٢٢٦١. الإرشاد: از سخنان على ٧ بههنگام گشتن در اطراف كشتههاى جنگ جمل است: «اين، قريش است كه برخلاف ميل خويش با آنها جنگيدم و خود را راحت كردم. به سوى شما تاختم و شما را از آسيب شمشيرها برحذر داشتم و شما جوان بوديد و بر آنچه مىديديد، آگاه نبوديد؛ ولى اين است پايان كار: هلاكت و مرگ زشت. به خدا پناه مىبرم از مرگ بد!».
آن گاه بر [جنازه] مَعبد بن مقداد گذشت و فرمود: «خداوند، پدر اين مرد را رحمت كند! اگر او زنده بود، عقيدهاش بهتر از عقيده اين بود».
عمّار بن ياسر گفت: سپاسْ خدا را كه او را هلاك ساخت و خوار گردانيد. به خدا سوگند، اى اميرمؤمنان! آنان كه از حقْ كناره گيرند، براى ما تفاوتى ندارند؛ خواه فرزند باشد يا پدر.
اميرمؤمنان فرمود: «خداوند، تو را رحمت كند و از حقيقت، بهره نيكو دهد!».
سپس بر [جنازه] عبد اللّه بن ربيعة بن دُرّاج كه در شمار كشتهها بود، گذر كرد و فرمود: «اين بدبخت را چه چيزى از خانه بيرون كشانيد؟ آيا دين، او را بيرون آورد يا يارى كردن عثمان؟ به خدا سوگند كه عثمان درباره او و پدرش نظر خوشى نداشت».