دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣١ - ٤/ ٩ حيلهگرى معاويه در نبرد تبليغاتى
از بنده خدا، معاوية بن ابى سفيان، به على بن ابى طالب.
امّا بعد؛ همانا خداوند متعال، محمّد را به پيامبرىِ خويش برگزيد و او را به ابلاغ وحى و شريعت، ممتاز فرمود. با او [مردم را] از كورى نجات بخشيد و از گمراهى به هدايت كشيد. سپس وى را رستگار و ستوده، به پيشگاه خود برگرفت؛ همو را كه دين را ابلاغ كرده، شرك را از ميان برده، و آتش فريبگرى را فرو نشانده بود. پس خدايش پاداش نيك دهاد و نعمتها و دهشهاى خويش را در حقّش دو چندان كُناد!
آنگاه، خداوند سبحان، يارانى به او عطا فرمود كه او را يارى و ياورى و پشتيبانى كردند و مصداق فرموده سبحان شدند: «بر كافران سختگيرنده و ميان خود، مهر ورزنده». برترينِ اين ياران و بلند پايهترينشان نزد خدا و مسلمانان، خليفه اوّل بود كه امّت را وحدت بخشيد، دعوت توحيدى را سامان داد و با مرتدّان به نبرد برخاست. از پىِ او، خليفه دوم بود كه اسلام را پيروزى بخشيد و سرزمينهايى را به روى آن گشود و سرِ مشركان را فرود آورد. پس از وى، خليفه مظلوم سوم بود كه اسلام را دامنه داد و كلمه حق را به اين سو و آن سو گسترد.
آنگاه كه اسلام، قرار و استقرار يافت، تو بر آن تاختى و غائلهها برانگيختى و حيلهها پروراندى و پنهان و آشكار با آن در آويختى و توطئهها چيدى و با آن دشمنىها پراكندى. آن دم كه دين خدا تو را به يارى طلبيد، از يارىاش فرو نشستى و آن زمان كه از تو خواست تا پيش از فروپاشى، آن را دريابى، رهايش ساختى. بارى، گرفتارى مسلمانان به تو يكى و دو تا نبوده است.
تو بودى كه به ابو بكر حسد ورزيدى و با او در پيچيدى و تباه كردنش را عزم كردى. در خانه خويش نشستى و گروهى از مردم را به گمراهه كشاندى تا در بيعت