دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ٦/ ٧ ماجراى آب صومعه
از فلان سال كه در اين صومعه بودهام، مكان اين آب را ندانستهام. و آن، چشمهاى است به نام «راحوما» كه جز پيامبر يا جانشين پيامبر، كسى نمىتواند آن را برآورَد؛ و از آن، هفتاد پيامبر و هفتاد جانشين پيامبر نوشيدهاند.
پس افراد نزد على ٧ بازگشتند و او را از اين ماجرا خبر دادند. وى سكوت كرد و هيچ نگفت.
٢٤٣١. الإرشاد در بيان ماجراى تشنگى ياران امام ٧ به هنگامِ روى نهادن به صِفّين و ديدارشان با راهب: پس امام ٧ فرمود: «در اين نقطه، زمين را بشكافيد!».
گروهى از افراد، به آن مكان روى كردند و با بيل به كاويدن زمين پرداختند. پس صخرهاى بزرگ و تابان بر ايشان آشكار شد. گفتند: اى امير مؤمنان! اينجا صخرهاى است كه بيلها در آن كارگر نمىافتند.
به آنان گفت: «اين صخره بر آبى جاى دارد و اگر از مكان خود كنار رود، آب را خواهيد يافت».
پسافراد در جا بهجا كردنصخره كوشيدند، گِرد آمدند و آهنگِ جا به جا نمودن آن كردند؛ امّا به اين مقصود راهى نيافتند و كار بر ايشان سخت دشوار شد.
آنگاه كه امام ٧ ديد آنان گِرد آمده، كوشش خويش را در جا به جايى صخره به كار گرفتهاند و كار بر ايشان چنان دشوار شده، پايش را از روى زين برگرداند تا بر زمين فرود آمد، سپس آستين بالا زد، انگشتانش را زير گوشهاى از صخره برد و آن را حركت داد. آنگاه، با دستش آن را بركَند و چندين قدم آن سوتر پرتاب كرد.
وقتى صخره جا به جا شد، روشناىِ آب نزدشان نمودار گشت. به آن روى آوردند و از آن نوشيدند. آن آب گواراترين، خنكترين و زلالترين آبى بود كه در سفر [هاى] خويش نوشيده بودند.
به ايشان گفت: «توشه برگيريد و سيراب شويد».
پس چنين كردند. آنگاه، امام ٧ نزديك صخره شد، آن را با دست برگرفت و بر همان جاى كه بود، باز نهاد.
٢٤٣٢. شرح نهج البلاغة در وصفِ نيرومندى امام ٧: و اوست كه دروازه خيبر را بركنْد و گروهى از مردم گِرد آمدند تا آن را برگردانند و نتوانستند. و اوست كه [بُتِ] هُبَل را ـ كه